آمریکا تهدیدهای موشکی ایران را جدی بگیرد یا نگیرد؟!

ابراهیم خدابنده  بیست و هفتم آوریل دو هزار و شش
ارديبهشت 1385

 

در پایگاه اینترنتی "همبستگی ملی" به مطلبی از قول تلویزیون فاکس نیوز آمریکا به تاریخ 13 فروردین 85 برخورد کردم که طی یک مصاحبه از قول علیرضا جعفر زاده نماینده سازمان مجاهدین خلق آمده بود که آمریکا نباید مرعوب تهدیدهای رژیم ایران بشود. صحبت های جعفر زاده به گفته فاکس نیوز بعد از آزمایش یک موشک زیر دریایی توسط رژیم ایران اظهار شده بود که پیش بینی کرده بود آزمایش این موشک تنش های موجود بین آمریکا و رژیم ایران را بر سر برنامه هسته ای این رژیم افزایش میدهد.

 

تا جایی که بیاد دارم در گذشته همیشه در تبلیغات سازمان مجاهدین خلق، غرب و آمریکا از تهدیدهای موشکی ایران ترسانده شده بودند و همواره به آنان گوشزد شده بود که این تهدیدات و سلاح های پیشرفته ایران را جدی بگیرند. یادم می آید که مسؤولین روابط خارجی سازمان از جمله همکار سابق ؛ آقای علیرضا جعفرزاده در کنفرانس های مطبوعاتی متعددی به تهدیدات رژیم مبنی بر دستیابی به موشک های دور برد و مخرب اشاره کرده و تلاش کرده بودند تا اطلاعات دست اولی از این پیشرفت ها که همیشه برای اولین بار افشا میشد بدهند. اما با کمال تعجب دیدم که این بار لحن بیانات 180 درجه تغییر کرده و به جای اینکه مجددا غرب و آمریکا از پیشرفت های موشکی رژیم ترسانده شوند تلاش شده که خیال آنان را آسوده کنند که خبری نیست و اینبار اصلا مرعوب نشوند.     

دلیل اینکه چرا باید آن زمان شهاب 3 را قویا جدی گرفت و نگران بود و این زمان در خصوص فجر 3 مرعوب نشد را نمیدانم. شاید خود علیرضا هم دلیل آن را نداند و اصلا بر اساس جو حاکم بر سازمان به ذهنش هم نزند که سؤالی بکند و یا اینکه به ذهنش بزند ولی زود آنرا بایگانی نماید. اما حدس خودم اینست که هرچه تأثیرات بن بست راهبردی بیشتر بارز میگردد تناقض گویی هم بیشتر میشود و برای مشورت دادن به آمریکا که کار روزمره این دوره سازمان مجاهدین خلق شده است هم این تناقض گویی ها بیرون بزند بطوری که اگر واقعا آمریکا بخواهد روی این مشورت ها حساب جدی باز کند که بعید میدانم این کار را بکند گیج و مبهوت میماند که بالاخره چه بکند.

 

اما سؤال جدی تر خودم اینست که سازمان در تمامی موضعگیری های خود چرا اینقدر به راهنمایی آمریکا میپردازد که چه بکند و چه نکند و چرا قدری هم از خودش نمیگوید که چه میخواهد بکند و چه نمیخواهد بکند. مگر شما مسؤول سیاست گذاری آمریکا هستید و یا قرارداد مشاوره پنتاگون را تقبل کرده اید که همیشه احساس مسؤولیت میکنید تا راه و چاه را به آمریکا نشان دهید یا مثلا تحت عنوان " راه حل سوم" بگویید که چه کاری به نفعش است و چه کاری نیست. بسیار خوشحال خواهم شد اگر قدری هم از آنچه سازمان خودش بدون دخالت آمریکا میخواهد بعنوان استراتژی مستقل خود انجام دهد بشنوم و بخوانم.

 

در ضمن از تجربه عراق و سرمایه گذاری روی دیکتاتور سابق این کشور عبرت گرفته و اینقدر روی شکاف های جمهوری اسلامی با این و آن سرمایه گذاری نکنید. بالا و پائین شدن تنش بین آمریکا و جمهوری اسلامی بر سر برنامه هسته ای نمیتواند دردی از دردهای استراتژیک یک سازمان انقلابی مدعی تنها جانشینی را درمان کند و باید فکر چاره اساسی تر و جدی تر بود.