دیپلماسی در خدمت کنترل نیرو

ابراهيم خدابنده، بیست و دوم ژوئیه 2006

 

ابراهيم خدابنده

تیرماه 1385

 

            اخیرا سایت اینترنتی همبستگی ملی، وابسته به سازمان مجاهدین خلق، به "حضور خانم مریم رجوی در مقر پارلمان اروپا در استراسبورگ" اشاره نموده و تلاش کرده است تا آنرا به عنوان یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک برای "مقاومت ایران" جلوه دهد. از قرار معلوم خانم مریم رجوی از سوی گروه "دوستان ایران آزاد" برای "حضور در پارلمان اروپا" دعوت شده بوده است. همچنین وی "هنگام حضور خود در پارلمان اروپا به همراه چند تن از نمایندگان این پارلمان در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت نموده و با نمایندگان زن پارلمان اروپا برای بررسی وضعیت زنان در ایران نیز تشکیل جلسه داده است".

          اینکه خانم مریم رجوی در پارلمان اروپا حضور پیدا کرده، در مصاحبه مطبوعاتی شرکت نموده، و با نمایندگان دیدار داشته است بخودی خود مطلبی نیست که پرداختن به آن ضروری باشد؛ و اینکه سازمان مجاهدین خلق به هر بهانه واهی اعلام پیروزی کرده، به خود تبریک گفته، و دائما موضوعی برای جشن و سرور پیدا کند نیز نمیتواند فی نفسه موضوع قابل بحثی باشد؛ اما موضوعی که در نحوه استفاده از این خبر حتما باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد سوء استفاده تبلیغاتی سازمان، از اینگونه مانورهای دیپلماتیک که در عالم سیاست کاملا بی تأثیر هستند، برای جذب و حفظ نیروها و اسیر کردن آنان در چارچوب یک تشکیلات فرقه ای می باشد.

          فرقه هایی که از روش های غیر متعارف تأثیر گذاری ذهنی و روانی برای کنترل نیرو استفاده مینمایند به صورت گسترده ای تلاش میکنند تا برای خود پیروزی های ظاهری دست و پا نموده و به پیروان خود اینطور القا کنند که در حال پیشرفت و رسیدن به هدف آرمانی، که برای جذب نیروهایشان از ابتدا ترسیم کرده اند، میباشند.

          در دنیای روابط بین المللی، آنچه که سازمان به عنوان دستاوردهای دیپلماتیک مطرح مینماید هرگز محلی از اعراب نداشته و انجام اینگونه اقدامات از عهده هر نیرویی بر می آید و هزاران مانور از این دست هرگز کوچکترین مسئله ای از سازمان مجاهدین خلق در جهت رسیدن به اهدافش حل نمی نماید. سازمان مجاهدین خلق طی سالیان از این گونه مانورها در جهت تعمیق نیروها و دادن نوید پیروزی کاذب به آنان سوء استفاده کرده است. پرداختن به این موضوع لذا از آن جهت حائز اهمیت میگردد که به عنوان ادای یک وظیفه انسانی، راه یک سوء استفاده غیر انسانی بسته شده و به نیروهای گرفتار در یک فرقه  با تمامی ویژگی های غیر دموکراتیکی که نوعا دارد  این امکان داده شود تا با آگاهی کامل و بدور از جنجال های دروغین تبلیغاتی راه خود را با اختیار تمام انتخاب نمایند.

          واقعیت اینست که جامعه اروپا شبیه به الگوی یک مملکت واحد است، که اتحادیه اروپا حکم دولت، و پارلمان اروپا حکم مجلس قانونگذاری آنرا دارد. اتحادیه اروپا به نوبه خود دارای یک شورای سران کشورهای عضو است که این شورا مشابه رئیس دولت عمل مینماید. اعضای کمیسیون اروپا نیز در چهارچوب این اتحادیه به نوعی نقش هیئت دولت را ایفا میکنند. تصمیم گیری در اتحادیه اروپا روند فوق العاده پیچیده ای دارد، اما اساسا شورای سران اتحادیه اروپا تنها ارگانی است که تصمیمات آن لازم الاجراست و نقش پارلمان اروپا بیشتر تشریفاتی است. یعنی اگر حتی طرحی به تصویب کامل پارلمان اروپا هم برسد، اگر شورای اتحادیه اروپا با آن موافق نباشد قابل اجرا نیست. شورای اتحادیه اروپا همان ارگانی است که از ماه مه سال 2002 سازمان مجاهدین خلق را در لیست سازمان های تروریستی قرار داده است.

          مقر اتحادیه اروپا در بروکسل و محل پارلمان اروپا در دو شهر بروکسل در بلژیک و استراسبورگ در فرانسه می باشد. نمایندگان پارلمان اروپا که به تناسب جمعیت از تمامی کشورهای عضو انتخاب میشوند از افراد عادی جوامع بوده و در عملکردهای سیاسی و اجتماعی خود استقلال عمل دارند. هر یک از نمایندگان در محل پارلمان اروپا این اختیار را دارند که جلسات سخنرانی، کنفرانس مطبوعاتی، یا دیدار با نمایندگان برگزار کنند و برای انجام این کار کافی است یکی از سالن های متعدد محل پارلمان که در اندازه های مختلف در دسترس هستند را اجاره کرده و اعلاناتی در تابلوهای داخل پارلمان نصب کنند. این کار بصورت گسترده و روزمره در داخل پارلمان صورت میگیرد و هدف از آن صرفا اطلاع رسانی است و همه در عرف روابط بین المللی میدانند که این اعمال و فعالیت ها هیچگونه معنی و مفهوم سیاسی و دیپلماتیک ندارد. حتی شرکت ها و مؤسسات تجاری نیز برای اطلاع رسانی از این امکان استفاده مینمایند. سازمان مجاهدین خلق از این موضوع ساده به روش تمامی فرقه ها که با انواع حقه ها پیروان خود را میفریبند سوء استفاده کرده و تلاش میکند تا بواسطه آن ویژگی و توان خاصی برای خود قائل شود و لذا نیروهای سرخورده خود را بصورت غیر واقعی امیدوار و وابسته نگاه دارد. این عمل از نظر عرف اجتماعی یک شیادی کامل است که قطعا مردود بوده و حتی از نظر قانونی قابل پیگرد میباشد.

          بسیاری از نیروها در خلال مبارزه و جنگشان با دشمن، دست به تبلیغات گسترده و حتی جنگ روانی زده و آن را بخشی از مبارزه خود تلقی میکنند؛ ولی این موضوع با استفاده غیر اخلاقی از مسائل کاملا پیش پا افتاده جهت فریب نیروهای خودی که قادر نباشند با آگاهی و اشراف کامل دست به انتخاب بزنند از اساس متفاوت است.

          بنابراین لازم است در این خصوص نظر تمامی مجامع بین المللی، و بویژه گروه های سیاسی و اجتماعی در کشورهای مختلفی که سازمان مجاهدین خلق در آن ها با بکارگیری این نوع فریبکاری ها از اعضا و هواداران سوء استفاده ذهنی و روانی میکند، به این مقوله جلب شده و جلوی اینگونه اقدامات غیر قانونی و ضد حقوق انسانی گرفته شود .

 

Home