عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد

مسعود خدابنده
شانزدهم آوريل دوهزار و پنج

 

خانم رجوي،

شما بهتر از هرکس ديگری واقفيد که مسائل مربوط به ربع قرن گذشته  و جنايات شما و همسرتان در سايه صدام حسين بر عليه ايرانيان و عراقي ها، روش های فرقه ای مورد استفاده تان در درون تشکيلات، زندان، شکنجه و اعدام افراد خودتان و خلاصه سرسپرگي تمام و کمالتان در قبال پول و قدرت نه تنها بر کسي پوشيده نيست که با توجه به توافق اکثريت غالب دست اندرکاران سياسي، اجتماعي و اطلاعاتي کشورهای غربي (بجز سکنه ممنوع الخروج در اور و اشرف) ديگر موضوع بحث و تحقيق هم نيست. آنچه مورد بحث است و شايد هنوز برخي بخصوص در واشنگتن دی سي تحليلي متفاوت با اکثريت قريب به اتفاق دست اندرکاران داشته باشند، ميزان توانايي گروه شما (در صورت حمايت مالي و اطلاعاتي) در عراق و يا در غرب است و آنچه روی ميز است بالانس بين خرجي که شما داريد و استفاده ای که مي توانيد برسانيد. (بحثي صرفا مادی ولي خيالي. بدن در نظر گرفتن صد ها پارامتر ديگر که مي تواند استفاده از شما را غير مشروع جلوه دهد)

سه هفته پيش در جلسه ای تحقيقي بعنوان مشاور شرکت داشتم. موضوع جلسه که اساسا به وضعيت امنيتي عراق باز مي گشت، موضوع شما و همسرتان را نيز تا حدودی شامل مي گرديد. در آن جلسه در بحثي فارق از مشکلاتي که نزديکي با شما مي تواند برای هر کسي ايجاد کند. فارق از اين که بهای پوشيدن چکمه های کهنه صدام حسين و حمايت (طبعا مخفي و نه علني) از فرقه شما چه پيامد هايي مي تواند داشته باشد و فارق از تاثيرات اين عمل بر وجدان جامعه بين المللي و بخصوص مبارزه بر عليه تروريسم و باز فارق از مسائل قضايي موجود که از نقطه غير قابل بازگشت خود گذشته است، روی حد اکثر توان شما (باز در صورت حمايت مالي و اطلاعاتي ) بدون در اختيار داشتن سلاح سنگين (که عملا امکان پذير نخواهد بود) بحث شد.

در مورد توان شما در عراق اتفاق نظر بود و کارآيي شما و افرادتان (تعدادی که در آينده باقي بمانند) بخصوص پس از آن که تک تک افرادتان شناخته شده و مورد مصاحبه قرار گرفته اند بر کسي پوشيده نبوده و نيازی به برآورد تقريبي ندارد. ولي در مورد توان شما در غرب تفاوت نظر بود.

بنده و يکي ديگر از محققين بر آن بوديم که توان بسيج نيرويي واقعي شما چيزی زير پانصد نفر است. اميد به حمايت از طرف حتي يک نفر از طيف گروه های آپوزيسيون منتفي است. حمايت های پارلماني و شخصيت ها نيز بشدت ريزش کرده و اکنون در حد سر انگشتان دست است و آن هم با توجه به ميزان کار آيي، مخارج و تاريخ دار بودنشان عملا بسيار پر خرج است. در بهترين صورت در برنامه هايتان زير ده انعکاس در مطبوعات مي گيريد که آنها هم در مجموع نه به نفع که به ضرر شما تمام مي شود (با توجه به اين که مطبوعات با وارد شدن به مسئله شما بالاخره مجبور مي شوند گذشته شما را هم مجددا زنده کنند). برخي ديگر از محققين برآورد فوق را قبول نداشتند و بخصوص محققي دلايل مختلف مي آورد که در برنامه ای احتمالي شما قادر به بسيج بيشتر، گرفتن حمايت های بيشتر و انعکاس های مثبت تری هستيد. در آن جلسه بنده نتوانستم همکار محقق خود را قانع کنم و النهايه کار به جلسه بعد موکول شد.

امروز ايميلي از سوی همين دوست محقق مخالفم در آن جلسه دريافت کردم که کپي آن به رئيس جلسه، مقامي که نهايتا گزارش نهايي را تنظيم مي نمايد، نيز ارسال شده است. در اين ايميل وی به جلسه اخيرتان در تاريخ چهاردهم آوريل در واشنگتن اشاره و برآوردی از مخارج مالي و سياسي و نتايج آن داده و سپس بازتاب های آن را بشرح زير (بخش هايي از آن) برآورد کرده است. (بخش هايي از آن آورده شده است)

"...
کميت و کيفيت شرکت کنند:
صد در صد هوادار. حدود دويست نفر. در مطبوعات ماکزيمم سيصد نفر ذکر گرديده است. فرد غير هوادار صد در صد، چه ايراني و چه خارجي شرکت نداشته است. تعداد پايين شرکت کننده بشدت ادعاهای قبلي اين سازمان را خدشه دار کرده است. اين برای من و بسياری ديگر شوکه کننده بود. همچنين بايد گفت که نه تنها حتي يک نفر از طيف گروه های آپوزيسيون شرکت نکرده بود که غالب طيف آپوزيسيون اين برنامه را بعنوان اهانتي به خود ديده و در قبالش بصورت آکتيو و يا پاسيو موضع گيری کرده اند.

حمايت:
افتضاح!!. فقط باب فيلنر(دموکرات)، تام تانکردو( جمهوری خواه)، دنيس مور (جمهوی خواه)، و مستخدميني از دفتر کي بيلي هاتچينسون (جمهوی خواه) صحبت کردند. جای تعجب بود که حتي افرای از قبيل النا روز لتين، نماينده کنگره و رئيس زيرکميته خاورميانه هم که بشدت موافق استفاده ابزاری از آنها هستند، اين بار شرکت نداشته اند. نمي توان گفت که موضع در قبال اين گروه عوض شده است. شايد افراد بيشتر به فکر حفاظت از وجهه بيروني خودشان بوده اند که علني شرکت نکرده اند.

برنامه ريزی و تشکيلات:
بنظرم بزرگترين اشتباه گرفتن سالني بوده که بيش از ده برابر افراد شرکت کننده گنجايش داشته است. حتي بادکنک ها و روش های کارناوالي هم چنين تناقضي را نمي تواند بپوشاند. بنظر مي رسد اشتباه محاسبه جدی ای حتي در درون گروه وجود داشته باشد. شايد اين بزرگ پنداری خود باعث بوجود آمدن چنين افتضاحي برای گروه در واشنگتن شده باشد. البته بايد بگويم که سازماندهي و انظباط اين هواداران کما في السابق خوب بود ولي نمي دانم چرا هيچ خبرنگاری از راديو تلويزيون ها را نتوانسته بودند جلب کنند. البته با توجه به جمعيت شرکت کننده واقعا شانس آورده اند.

انعکاس ها:
مجموعا زير ده انعکاس در مطبوعات بوده است. بايد گفت که دربهترين انعکاس ها چيزی حدود هشتاد در صد به ضرر نوشته شده (همان حرف هايي که همه مي دانند و گروه سعي مي کند مشمول مرور زمانش کند). الباقي تا مرز صد در صد بر عليه نوشته شده است. برای اين گروه، بازتاب انعکاسات مشخصا قدمي جدی به عقب بوده و باز تمام مدارک بر عليه آنها را مجددا زنده کرده است. برخي از نظريات مثل نظر امير احمدی که شخصا نظراتش را در گذشته مدلل و بسيار نزديک به واقعيت يافته ام، نشانگر وضعيت غير قابل بازگشت اين افراد در جامعه ايرانيان خارج از کشور است.

...

در مورد اختلاف نظرمان دربحث جلسه قبل اذعان مي کنم که بايد مدارک و شواهد را در سايه برهان های ارائه شده جديد مجددا مطالعه کنم. اگر چه در مورد برآورد شما هنوز سوالاتي باقي است که بايد روی آنها بيشتر کار شود ولي بايد بگويم که با وجود عدم تطابق کامل نظرم با نظر شما ولي اکنون نظرم با ديدار قبلي مان کاملا متفاوت است...
..."

 

به هر حال دست همگي برگزار کنندگان درد نکند.

مسعود خدابنده
ليدز، انگلستان
شانزدهم آوريل