نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده ، چهاردهم دسامبر 2006
Ebrahim_khodabandeh_2006@yahoo.com

 

ابراهیم خدابنده، 23 آذر 1385

 

آقای مسعود رجوی،

باسلام،

پیامی که در تاریخ 21 آذر 1385 خطاب "به ملت ایران، به مریم، و به اشرف قهرمان" داده بودید و در سایت اینترنتی سازمان مجاهدین خلق ایران منعکس گردیده بود را خواندم. تا جایی که بخاطر دارم این اولین پیام شما بعد از 30 فروردین سال 1382 میباشد.  

 بهرحال ابهامات و سؤالاتی در خصوص این پیام و موضوعات مربوطه به نظرم رسید که مایلم آنها را در این نامه مستقیما خطاب به شخص خودتان مطرح نمایم.

دلیل اینکه بعد از مدتها غیبت مجددا وارد صحنه عمل  شده اید هر چیزی میتواند باشد که فعلا کاری به آن ندارم، ولی واقعیت اینست که در بحرانی ترین شرایط سازمان ، از صحنه غایب بودید و نيروها را تنها گذاشتید و اميدوارم دلایل محکمی از این بابت برای تاريخ داشته باشيد. اما مایلم خاطر نشان کنم که بازگشت  شما در شرایطی که امکان خارج شدن نام سازمان مجاهدین خلق از لیست های تروریستی متصور است این شائبه را در ذهن میپروراند که گویا غیبت این مدت شما به خاطر وجود نام سازمان در لیستهای تروریستی بوده است ! ؛ درواقع چنين به ذهن متبادر مي شود كه طي اين مدت بواسطه بودن در ليست در مكاني پناه برده و از ترس مرگ ، خودكشي سياسي كرده ايد ، که در این صورت فکر میکنم بازگشت شما در این شرایط اشتباه فاحشی است که اصلا انتظار آنرا نداشتم. اگر از من بپرسید انتظار این بود که حداقل صبر مي كرديد تا در شرایطی که دولت عراق حکم قطعي به اخراج مجاهدین خلق از آن کشور و تعطیل شدن قرارگاه اشرف را داد ، وارد میدان شده و سکان هدایت را به عهده میگرفتید !   

موضوع اصلی بحث را میخواهم با اشاره به مقطع واقعه تاریخی 11 سپتامبر 2001 شروع نمایم. یادم می آید که در خصوص وارد شدن نام سازمان در لیست های تروریستی در اروپا آقای سید محمد سید المحدثین آنرا مستقیما به واقعه مربوطه و نتیجه بلافصل آن یعنی امنیتی شدن فضای غرب ربط میداد كه از قرار معلوم ، شما در همان مقطع در واکنش به این فاجعه اشاره کرده بودید که این تازه  " آثار اسلام ارتجاعی است و باید منتظر آثار اسلام انقلابی بود " !  و یا اینکه دستور فرموده ايد تا بلافاصله بعد از اعلام خبر واقعه 11 سپتامبر در قرارگاه اشرف جشن گرفته شود و اعلام داشته ايد كه " اينها از ثمرات انقلاب مريم است "   که البته این مطالب قطعا به گوش طرف های مربوطه هم رسيده است.

جامعه غربی بعد از واقعه 11 سپتامبر نسبت به هرچیزی که برایش ممکن است تهدید امنیتی به حساب بیاید حساس است و وارد شدن نام سازمان در لیست های تروریستی بر خلاف تبلیغاتی که میشود هیچ دلیل سیاسی نداشته است که به دلیل سیاسی مرتفع شود.  همانطور که در جریان هستید اغلب سرویس های امنیتی غربی در گزارشات خود از سازمان به عنوان یک فرقه که پتانسیل ترور دارد نام میبرند. لابد در جریان هستید که چه در انگلستان و چه در اتحادیه اروپا بر اساس کار کارشناسی سرویس های امنیتی به منظور باز شدن دست این ارگان ها جهت مونیتور و کنترل سازمان که یک تهدید بالقوه به حساب می آید نام سازمان در لیست های تروریستی قرار گرفته است. بنابر این برایم مبهم است که چگونه از حالا فرض را بر این گرفته اید که نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا خارج خواهد شد؟ مگر اینکه اروپا نسبت به موضوع 11 سپتامبر خوش بین و یا حد اقل بی تفاوت شده باشد !

جامعه شناسان و محققین و دانشمندان علوم اجتماعی عموما بر این نظرند که رهبران فرقه ها قابل تغییر نیستند ولی افراد بدنه فرقه قابل بازسازی می باشند و این نظریه در تحلیل سرویس های امنیتی غرب نسبت به سازمان مجاهدین خلق که آنرا یک فرقه بر مبنای تعریف کلاسیک آن میدانند قطعا دخیل است و لذا تصور نمیکنم که در خصوص حکم دادگاه عالی اتحادیه اروپا بتوانید حساب جدی برای خودتان باز کنید. البته این تصور و برداشت من از موضوع است. اگر خاطرتان باشد دادگاه فیلادلفیا نیز مشابه چنین حکمی در آمریکا در خصوص سازمان داد و آنزمان این حکم که به وزارت خارجه آمریکا توصیه میکرد به دلایل سازمان مبنی بر تروریست نبودن گوش دهد طوری تعبیر میشد که گویی دادگاه حکم به خارج شدن نام سازمان از لیست تروریستی وزارت خارجه آمریکا داده است.

بهرحال  تا جایی که به مردم ایران بر میگردد ؛  شما و فرقه تحت حاكميت شما از هيچ پايگاهي برخوردار نيستند و اساسا تنفري خاص از شما دارند كه اين را بوضوح و در يك برخورد ساده نيز مي توان بدست آورد .   ولی تصور من اینست که شما به این موضوع اصلا عنایتی نداشته و به نوعی گویی مردم ایران را از معادلات استراتژیک سازمان حذف کرده اید ( مقابله به مثل ) و همه چیز را به لیستهای تروریستی مصادره میکنید ، شما در پیامتان اشاره کردید که: " برچسبی که امروز در دادگاه اروپا بند از بندش گسست، همان است که یک دهه آزادی ملت ما را به تأخیر انداخته و صدمات و لطمات بسیاری را موجب شده است." بر چه اساسی چنین تحلیلی از شرایط دارید؟ مایلم بپرسم که قرار گرفتن نام سازمان در لیست سازمان های تروریستی چه محدودیتی را برای فعالیت های سازمان موجب شد ؟ و چنانچه نام سازمان از لیست خارج شود چه فرج و گشایشی بوجود خواهد آمد ؟ که گام جدی برای سرنگونی رژیم محسوب میگردد؟ سازمان برای سالهای سال در چنین لیست هایی نبود و از حمایت بی دریغ صدام حسین هم برخوردار بود و توپ و تانک و سلاح هم داشت و سر مرز ایران هم حاضر بود ولی اتفاقی نیفتاد. در شرایط فعلی قرار است چه اتفاقی بیفتد و چه امکاناتی بوجود آید که تابحال نبوده است؟ .

نظر من اینست که سازمان مجاهدین خلق بر اساس روش های شناخته شده همه فرقه ها تلاش میکند تا با برجسته کردن پیروزی های کاذب، نیروهای خود را به وعده های غیر واقعی داده شده امیدوار نگاه داشته و همچنان آنان را در اسارت ذهنی حفظ نماید. خصوصا افراد قرارگاه اشرف که در قطع ارتباط کامل با دنیای خارج به سر برده و کوچکترین اطلاعی از از ایران ندارند. شما در پیامتان از به پا خواستن همه کس در همه جا در حمایت از سازمان مجاهدین خلق صحبت کرده اید ولی اصلا نامی از مردم در داخل کشور نبرده اید.

بهرحال مسئله جدی برای من نجات رفقای گرفتار در قرارگاه اشرف است که متأسفانه چنین مانورهایی از نظر من هیچ کمکی به آزادی شان نمیکند و برای مدتی بیشتر آنها را در بند نگاه میدارد و دقیقا به همین دلیل و نه هیچ دلیل دیگری با حکم مربوطه مخالف هستم.

 

تفسیری که از راه حل سوم، توسط خانم مریم رجوی ارائه گردیده، اینست که سازمان را از لیست های تروریستی خارج کرده و سلاح های مصادره شده در عراق را پس داده و با رژیم ایران هم مماشات نشود تا ارتش آزادیبخش رژیم را سرنگون کند ، حالا طوري تبليغ مي كنيد كه با حكم دادگاه اولين گام براي اجراي اين دكترين برداشته شده است ، فرض كنيم كه ذره اي از تبليغات شما منطبق بر واقعيت باشد ؛ این البته همان شرایطی است که در گذشته و تحت قيموميت صدام هم داشتيد و کاری از پیش برده نشد؛ به چه دلیل غرب که مخاطب اصلی راه حل سوم است باید باور کند که اینبار مسئله فرق میکند؟ چه تغییری بوجود آمده و چه برگ برنده ای به دست سازمان افتاده است؟

در متن حکم دادگاه عالی اتحادیه اروپا به این واقعیت اشاره میشود که سازمان مجاهدین خلق اعلام نموده است که از ماه ژوئن سال 2001 هرگونه اقدام نظامی را متوقف کرده است. قبل از هرچیز مایلم در این خصوص تبریک گفته و خوشحالی خود را از این موضوع ابراز نمایم. اصولا مخالفین و منتقدین سازمان و جداشدگان دو مشکل بیشتر با سازمان ندارند که یکی عملیات مسلحانه و دیگری عملیات جاری است. عملیات مسلحانه به معنی هرگونه اندیشه استفاده از قهر و خشونت جهت پیش برد اهداف سیاسی و عملیات جاری به مفهوم تفکر استفاده از اسلوب های فرقه ای جهت تفتیش عقاید و مغزشویی و کنترل ذهنی نیروهاست.  همانطور که امروز ظاهرا از تأکید و اصرار بر مبارزه مسلحانه عقب نشینی کرده اید امیدوارم که اولا این بحث به لحاظ فکری و اعتقادی نیز در درون سازمان تعمیق شود و اساسا اندیشه استفاده از قهر از اذهان مسئولین سازمان پاک گردد و ثانیا در آینده نزدیک از اعمال روش های فرقه ای و عملیات جاری که البته برای شما مهمتر از عملیات مسلحانه است نیز صرف نظر گردد. اما نکته ای که برایم مبهم است اینست که چرا زودتر از ژوئن سال 2001 به چنین اقدامی دست نزده و عملیات مسلحانه را متوقف نکردید تا خون بیشتری ذخیره شود ، ضمن اينكه بايد سئوال نمود كه تکلیف قربانیان اقدامات نظامی و مسلحانه قبل از تاریخ مربوطه چه میشود؟ سازمان بعد از این چرخش استراتژیک آیا حداقل یک عذرخواهی به بازماندگان این قربانیان از هر دو طرف بدهکار نیست؟

نکته بعدی اینکه شما و سایر مسئولین سازمان مدام از مماشات غرب با ایران صحبت کرده و خواهان قطع آن هستید. مایلم بپرسم که این مماشات در کجا ماده شده است؟ آیا منظور اینست که چرا به ایران حمله نظامی نشده است؟ تا جایی که من شاهد بوده و هستم اتفاقا غرب بالاترین مماشات را به لحاظ سیاسی با سازمان مجاهدین خلق می نماید و علیرغم اینکه بنا بر نظر کارشناسی متخصصین سرویس های امنیتی نام سازمان را در لیست های تروریستی قرار داده ولی هیچگونه محدودیتی برای آن چه از نظر مالی و چه از نظر سیاسی قائل نشده است و اینرا هم من و هم شما خوب میدانیم. سرویس های غربی دقیقا تعریفشان از سازمان مجاهدین خلق یک فرقه فناتیک است که دست به سلاح میبرد و لذا برای امنیت غرب یک تهدید بالقوه محسوب میشود. یعنی اتفاقا غرب میخواهد به دلایل سیاسی تمامی درها بر روی سازمان باز باشد ولی بدلایل امنیتی بوجود آمده بعد از واقعه 11 سپتامبر 2001 نمیتواند چنین کاری انجام دهد. بنابراین مشکل غرب با سازمان فارغ از هرگونه رابطه با رژیم است و ربطی به معادلات سیاسی ندارد. وقتی سازمان شما عملیات خودسوزی را مقدس اعلام میکند و لیست داوطلبان خود سوزی جمع آوری مینماید و چنین ظرفیتی را از خود بروز میدهد که میتواند برای رسیدن به خواسته های خود حتی به خودسوزی دستجمعی هم دست بزند و وقتی از قول شما مدام بازگو میشود که فرمان به کشتن جداشدگان در صورت شکست سازمان داده اید بدیهی است که تحت کنترل و مونیتور ارگان های امنیتی در غرب قرار بگیرید و برای اینکه این کنترل جنبه قانونی به خود بگیرد قرار گرفتن در لیست تروریستی الزامی است.  

شما از شرایط موجود خود در عراق از غرب و آمریکا شکایت کرده اید. تا جایی که به قانون اساسی عراق و تصمیم این دولت بر میگردد سازمان در عراق دیگر جایی نداشته و باید از این کشور برود. دولت فعلی عراق هیچگونه تعهدی نسبت به سازمان مجاهدین خلق نداده و آن را تروریست و تهدیدی برای امنیت ملی خود میداند و مایل نیست نقش صدام را در همسایگی ایران ایفا نماید و در واقع این صرفا حفاظت و امکانات آمریکاست که تابحال موجودیت سازمان را در عراق تضمین کرده است.

شما در پیام خود پنج بار از فعل امري "بـایـد" برای غرب استفاده كرده ايد و به نوعی به کشورهای غربی هشدار داده اید که اگر نقش صدام را برای شما در عراق ایفا نکند مردم عراق و مردم تمامی خاورمیانه آسیب خواهند دید. !         تا چه میزان فکر میکنید که غرب چنین تهدیدی را جدی میگیرد؟! راستش متوجه نشدم که غرب را از چه چیزی میترسانید؟ تصور میکنم که شما به نوعی عادت کرده اید تا همیشه مانند رهبران فرقه ها از زبان امر و نهی و همچنین تهدید و ارعاب نسبت به مخاطبین خود سود ببرید.

نکته آخر اینکه اگر نگران استفاده های فرقه ای و محکم تر کردن زنجیر های ذهنی اعضای سازمان برای یک دوره دیگر نبودم از صمیم قلب آرزو میکردم که هرچه زودتر نام سازمان از تمامی لیست های تروریستی در جهان برداشته شود و اگر کوچکترین محدودیتی در هرکجای دنیا از جمله عراق هم وجود دارد برطرف گردد تا همگان مشاهده کنند که این مسائل بهانه هایی بیش نیست و سازمان مجاهدین خلق از زمانی که بر خواست توده مردم ایران پشت کرد و تکیه خود را بر عنصر خارجی گذاشت قافیه را باخت و صرفا تا به امروز با شگردها و روش های معمول فرقه ای توانسته است ظاهر خود را پابرجا نگاه دارد. 

 

Home