بلغاری ها گروه تروریست ایرانی مجاهدین خلق در عراق را
منحل می کنند

مسعود خدابنده
انتشارات تروریزم مونیتور، شماره سوم از جلد چهارم، بنیاد جیمزتاون
واشنگتن دی سی، نهم فوریه دوهزار و شش

http://www.iran-interlink.org/files/News4/Feb06/TerrorismMonitor090206.htm

http://www.jamestown.org/terrorism/news/article.php?articleid=2369895

 

همزمان با پیشرفت گام به گام رودررویی ایالات متحده امریکا با ایران، بنظر می رسد که سرنوشت گروه مخالف ایرانی مستقر در عراق نیز در حال تعیین تکلیف نهایی است. اکنون تایید شده که سربازان بلغاری در آینده ای نزدیک کنترل کامل کمپ اشرف را که قبلا متعلق به سازمان سابقا مسلح مجاهدین خلق بود به عهده خواهند گرفت. این حرکت احتمالا بیانگر آخرین مراحل پروسه اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق است که با بمباران قرارگاههای سازمان توسط امریکا در آوریل سال 2003 آغاز گردید.

مهمترین سوال این است که آیا منحل کردن سازمان مجاهدین خلق (سازمانی که در لیست گروه های تروریستی امریکا و اروپا قرار دارد) در عراق در زمانی که امریکا مشغول پی ریزی ساختارهایی برای رودررویی دراز مدت با جهموری اسلامی است، تاثیری در روابط ایران و امریکا خواهد داشت یا خیر؟ و بالا تر از این، مشخص نیست که آیا تصمیم امریکا برای انحلال کامل مجموعه نظامی سازمان مجاهدین، در مقابل و در عوض با همکاری بیشتر ایرانیان در مبارزه با القاعده و سازمان های مبارزه جوی اسلامی دیگر مواجه خواهد شد یا خیر؟

 

بلغاری ها در اشرف.

بنابر اظهار نظر منابع وزارت دفاع بلغارستان، این ماموریت شامل 154 سرباز که 34 نفر آنها افراد دفتری می باشند خواهد بود. این مامویت یک ماموریت "نظامی - انسانی" بوده و به احتمال زیاد بیش از دوازده ماه طول نخواهد کشید (خبرگزاری شینگوا- چین- چهاردهم ژانویه).
سربازان بلغاری با وسائل معمول خود که شامل مسلسل های خودکار نیز می باشد به عراق سفر خواهند کرد. این مسلسل ها فقط برای پاسخ به تهدیدات احتمالی از خارج از قرارگاه اشرف مورد استفاده قرار خواهند گرفت. قرارگاه اشرف در نزدیکی شهر خالص (استان دیالی) واقع شده است. این منطقه بعنوان منطقه ای که چریکهای ملی گرای عراقی در آن پایه های قوی تری دارند شناخته شده است بنابراین تعجب انگیز نیست که نیروهای امریکایی در اطراف قرارگاه اشرف مستقر شده اند تا حفاظت منطقه وسیع تری را تضمین نمایند. ولی آنچه از سربازان بلغاری انتظار می رود، کنترل کامل بر زندگی روزمره در داخل کمپ اشرف است. این کمپی است که در آن سرنوشت چند هزار ایرانی مخالف پا به سن گذاشته بلاتکلیف مانده است.

با توجه به این که این اولین باری است که سربازانی غیر امریکایی در حل و فصل مسئله سازمان مجاهدین در عراق درگیر می شوند. ماموریت و هدف اصلی بلغاری ها "حفاظت داخلی کمپ"  می باشد. با در نظر گرفتن احتمال بسیار قوی که کمپ در طی دوازده ماه آینده کاملا منحل خواهد گردید، شکی وجود ندارد که این تحولی مهم در رابطه با وضعیت سازمان مجاهدین در عراق در آینده می باشد.  باید در نظر داشت که این اولین بار است که نیروهای متفقین در داخل کمپ اشرف به کار گرفته می شوند. قبلا نیروهای امریکایی در خارج از محیط کمپ مستقر بوده و به ندرت در کارهای روزمره ساکنین داخل کمپ دخالت می کردند.

 

انحلال قدم به قدم

به طول انجامیدن قریب به سه سال برای انحلال و حل مسئله سازمان مجاهدین خلق در عراق باعث گردیده است که برخی از ناظرین مدعی شوند که این گروه احتمالا از حمایت گروه های با نفوذی در وزارت دفاع و یا دیگر آژانس ها در ایالات متحده برخوردار است که خواستار استفاده از آن ها بعنوان ابرازی بر علیه ایران هستند. البته هیچ مدرکی در جهت تایید چنین ارتباطی بین آژانس های مختلف در در دولت امریکا و سازمان مجاهدین خلق وجود ندارد و در واقع باید گفت که با مطالعه دقیق تر می توان ناظر برنامه بسیار دقیق و از پیش تعیین شده ای توسط امریکا در قبال پرونده سازمان مجاهدین از آوریل سال 2003 بود. با نگاهی دقیق به این برنامه کاملا مشخص است که در این مدت روندی تخصصی، ظریف و تا حدودی آرام و گاه پاسیو برای انحلال ارتشی فرقه ای و متعصب در نظر گرفته شده است تا در خلال این انحلال با کمترین مقاومت ممکن مواجه گردند.

باید گفت که بخش اطلاعات نظامی ایالات متحده از آغاز هم نگران این بود که یک حرکت سریع و بدون مقدمه به سرعت می تواند به  آشوب و در هم ریختگی جدی و  حتی خودکشی های دسته جمعی در داخل کمپ اشرف بینجامد. یک منبع عالی رتبه نظامی امریکا که با شرط نا مشخص ماندن نامش صحبت می کرد در سپتامبر 2005 به نویسنده این مقاله گفت که از آغاز مذاکرات با سازمان مجاهدین، رهبران آن شروع به ارسال پیام هایی نمودند که در آنها به روشنی تهدید به خودکشی های دسته جمعی می کردند.  جدیت چنین تهدید هایی زمانی مشخص گردید که تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین در اروپا خودشان را به آتش کشیدند. این خود سوزی ها در اعتراض به دستگیری موقت مریم رجوی و دیگر رهبران سازمان در پاریس بود که توسط نیروهای ضد تروریسم فرانسه در ژوئن 2003 دستگیر شده بودند.

در سپتامبر 2003، یک "تاسیسات موقت بین المللی" یا "تیپف"، درست در کنار کمپ اشرف تاسیس گردید تا در حالی که مصاحبه های نیروهای پلیس امریکا برای شناسایی و تکمیل پرونده افراد ادامه دارد، بتواند ریزش مستمر نیرو و اعضایی را که از سازمان مجاهدین جدا می شدند را موقتا در خود جای دهد. در آن زمان تعداد کل افراد بازداشتی در کمپ اشرف 3855 نفر بود که شامل 800 زن می گردید. در حال حاضر 3450 نفر در کمپ باقی مانده اند. از تعداد اعضای جدا شده ای که خود را به تیپف رسانده اند 370 نفر با قبول عفو دولت ایران و با کمک کمیته بین المللی صلیب سرخ و وزارت حقوق بشر عراق به کشور خود بازگشته اند.

سازمان مجاهدین خلق این مقوله "بازگشت داوطلبانه" اعضای جدا شده به ایران را بعنوان یک تهدید بزرگ و جدی ارزیابی نمود. دشمنی سازمان مجاهدین با ایران آنچنان عمیق بوده که در طی بیست و پنج سال گذشته همیشه به اعضا و هواداران فعال خود دستور موکد داده است تا تحت هیچ شرایطی به هیچ وجه هیچ رابطه ای با ایران نداشته باشند. در گذشته حتی هواداران دور سازمان که به ایران تردد می کردند هم از طرف سازمان به شدت نفی می گردیدند. البته این ترس سازمان از آنجایی ناشی می گردید که چنین مسافرت هایی به داخل کشور می توانست سعی مستمر سازمان برای هر چه تاریک تر نشان دادن زندگی روزمره در ایران را تحت الشعاع قرار داده و با شکست مواجه سازد.

بنابراین عجیب نیست که در این زمان سازمان مجاهدین برنامه تبلیغاتی شدیدی را برعلیه "تیپف" آغاز نمود و از این طریق به اعضای خود القا نمود که امریکا در واقع در "تیپف" یک "مینی ابوغریب" درست کرده که در آن مردان و زنان شکنجه می شوند و حتی در معرض تجاوز جنسی از طرف سربازان امریکایی هستند.  در مرحله ای پیچیده تر، سازمان سعی نمود تا "تیپف" را بعنوان مرکز وزارت اطلاعات ایرانیان مطرح کند و سعی نمود تا این مسئله را به مسئله وسیع تری وصل نماید. واقعیت این است که نیروهای طرفدار ایران در پس از سقوط صدام متهم به سو استفاده از حضور نظامی امریکا برای در دست گرفتن تمامی اهرم های کلیدی زندگی عراقی ها شده اند.  جالب است که این گونه تحلیل های بی پایه و اساس کاملا با ادعا های نیروهای ملی گرای جنگنده ای منطبق است که مدعی هستند ایرانی ها زیر چطر حضور گسترده و قابل رویت ارتش امریکا به یک "اشغال" مخفی کشور عراق دست زده اند.

البته از آغاز هم مشخص بود که جنگ روانی بدون وقفه سازمان مجاهدین برعلیه "تیپف" و افراد مستقر در آن در بنیان بخاطر ترس واقعی ای بود که موجودیت سازمان و روحیه افراد داخل کمپ اشرف را تهدید کرده و می توانست به سقوط کامل آن بیانجامد. علاوه بر این،  سرعت پروسه ای که باعث می گردید اعضای ناراضی بتوانند در زمانی کوتاه از اشرف به تیپف و سپس به ایران رفته و در زمانی بسیار کوتاه تر سر از کشورهای اروپایی در آورند و آزادانه به افشای اعمال فرقه ای و عجیب سازمان بپردازند باعث تقویت شدید تر این ترس و وحشت در سازمان مجاهدین گردید.  قابل ذکر است که سازمان عفو بین الملل "نگرانی" های خود را در رابطه با وضعیت داخلی کمپ اشرف ابراز نموده و سازمان دیدبان حقوق بشر نیز گزارشی را در ماه می 2005 منتشر نمود که در آن به جزئیات موارد نقض جدی حقوق بشر که بصورت مستمر در سازمان مجاهدین تا سال 2002 جریان داشته است اشاره نموده است. این گزارش بر اساس شهادت اعضای سابق مجاهدین است که اکنون در اروپا زندگی می نمایند تنظیم گردیده است (سازمان دیدبان حقوق بشر، می دوهزار و پنج).

با وجود و شاید هم بخاطر همین مسئله است که افت شدید انگیزه و وضعیت روحی افراد اکنون بوضوح مسئله اصلی سازمان شده است.  در تاریخ چهاردهم ژانویه 2006 چهار نفر دیگر از اعضای جدا شده از سازمان به ایران بازگشتند. این افراد ابراز میداشتند که استیصال و افسردگی بصورت گسترده ای همه جای کمپ را فرا گرفته است و اعضا نشانه های واضحی از عدم همکاری و عدم قبول دستورات از خود نشان می دهند. آنها دیگر حتی حاضر به حضور مرتب در جلسات شستشوی مغزی نیستند (انجمن نجات، بیست و چهارم ژانویه 2006). بهزاد علیشاهی که آخرین کسی است که توانسته خود را از آنجا به اروپا برساند در مصاحبه با رادیو صدای امریکا گفت: "اگر صلیب سرخ جهانی پناهگاهی را برای افراد بوجود آورد قریب به هشتاد در صد افراد کمپ آنجا را ترک خواهند نمود و فقط بیست درصد بعنوان هسته اصلی باقی خواهند ماند" (صدای امریکا، سیزدهم نوامبر 2005).

 

بازی آخر

تصمیم بسیار زیرکانه ای که در ژوییه 2004 به اعضای مجاهدین بجای رسمیت "اسیر جنگي" موقعیت "تحت حفاظت" بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو اعطا نمود از طرف سازمان مجاهدین به غلط بعنوان یک طرفداری از آنها تعبیر و تبلیغ شد ولی اکنون دیگر مشخص است که این مسئله باعث گردید تا نیروهای امریکایی بتوانند این ارتش کوچک ولی متعصب را قبل از آن که به بلغاری ها و سپس به عراقی ها و نهایتا سازمان ملل تحویل دهند، تا حد قابل انحلال ضعیف کرده باشند.

اعطای موقعیت تحت حفاظت در ژوئیه 2004 جزئی از سیاست بسیار پیچیده ای بود سازمان مجاهدین را قانع می نمود که در حال تاثیر گذاری بر امریکا است در حالی که در همین زمان روابط و بنیان های تشکیلاتی و سلسله مراتب آن در حال سست شدن بود تا حدی که اکنون به جایی رسیده که نه تنها امکان مقاومت جمعی در قبال انحلال را ندارد که هیچ، حتی نمی تواند ریزش شدید نیرو خود در داخل کمپ را کنترل نماید.

ماده های 25 و26 کنوانسیون چهارم ژنو امریکا را متعهد می سازد تا شرایط ملاقات خانواده های ساکنین کمپ اشرف را فراهم سازد. برخی از این خانواده ها  که از ایران می آمدند بیش از بیست سال بود که خانواده خود را ندیده بودند. دیدار های همراه با احساسات شدید خود باعث تشدید ریزش نیرو گردید تا جایی که سازمان مجاهدین در شکایت به مقامات نیروهای نظامی امریکا مدعی شد که نیروهای امنیتی ایران از این دیدارهای خانوادگی سواستفاده می کنند تا از این طریق بتوانند اطلاعات گرفته و همچنین بتوانند اعضای جدا شده را به استخدام خود درآورند. از مهم تر، از آنجایی که ارتباطات افراد خانواده ها از طریق تلفن و ایمیل نیز برقرار شده بود، اخبار جهان خارج از کمپ بصورت گسترده تری به داخل کمپ نفوذ کرده باعث بیداری افرادی می گردید که چشم بر دنیای عجیب خود می گشودند.

در طی این مدت، همانطور که کنترل مجاهدین کم کم ضعیف می شد، کنترل امریکا رفته رفته بیشتر می گردید. تابستان گذشته محدودیت هایی برای تحرکات رهبران مجاهدین در خارج از کمپ اعمال گردید. این رهبران تا آن زمان آزادی نسبتا کاملی تحت حفاظت اسکورت های امریکایی داشتند. در پاییز یک نامه به تک تک افراد مستقر در کمپ تسلیم شد که در آن حقوق تک تک آنها تحت شرایط کنوانسیون چهارم ژنو آورده شده بود و بخصوص تاکید شده بود که آنها حق ترک عراق بصورت داوطلبانه را دارا می باشند (نشریه نجات یافتگان، نوامبر 2005).
از این گذشته، در حالی که نیروهای امریکایی اجازه دادند تا وضعیت فیزیکی کمپ اشرف رفته رفته شروع به افت نماید، از طرف دیگر آنها رسیدگی های بیشتری در مورد وضعیت کمپ "تیپف" را آغاز کردند. بدین ترتینب آنها شرایط مناسب تری را برای جدا شدن و ترک سازمان بوجود آوردند. در واقع برنامه های آموزشی، وسائل ورزشی، امکان کار و دریافت حقوق و همچنین شروع ساخت دو مجموعه  کاملا جدید ساختمانی همگی بیانگر آمادگی شرایط برای پذیرایی از تعداد بسیار بیشتری در "تیپف" در ماه های آینده است.

در چنین نقطه ای است که ارتش امریکا مستقر در عراق کمپ اشرف و ساکنین آن را به ارتش بلغارستان تحویل می دهد. انتظار می رود که این گروه کوچک از ارتش بلغارستان در کنار و با همکاری کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی و کمیسیون عالی پناهندگی سازمان ملل متحد باقی مانده سلسله مراتب تشکیلاتی در داخل این سازمان را نیز منحل نمایند. رییس ستاد مشترک ارتش بلغارستان ژنرال نیکولا کولف در صحبتی با روزنامه نگاران در سوفیه گفت که این ماموریت شامل "استقرار انتظامات و کمک به پناهندگانی است که در آنجا زندگی می کنند" (فوکوس نیوز، بیست و دوم دسامبر 2005).
در مصاحبه ای با نویسنده این مقاله در تاریخ 14 ژانویه 2006، وزارت دفاع بلغارستان تایید نمود که این واحد اعزامی مجهز به "باتون های برقی" و "دیگر وسائل مربوط به کنترل جمعیت" خواهد بود. استفاده از چنین تجهیزاتی به روشنی نشان می دهد که مقامات امریکایی حدث می زنند که فرماندهان سازمان مجاهدین احتمالا در مقابل انحلال کامل روابط و سلسله مراتب تشکیلاتی توسط بلغاری ها دست به مقاومت خواهند زد.

 

تاثیرات بر روابط ایران و امریکا

جالب توجه است که امریکا در زمانی دست به انحلال کامل سازمان مجاهدین میزند که روابط با ایران به پایین ترین حد خود در سالهای گذشته رسیده است. در حالی که سازمان مجاهدین در لیست تروریستی بوده و غالبا به آن بصورت یک فرقه عجیب نگاه می شود، ولی باید گفت که این سازمان همچنین تنها نیروی مخالف سازمان یافته قابل توجه بر علیه جمهوری اسلامی است. ولی از طرف دیگر باید گفت که این سازمان از حمایت بسیار کمی (اگر نگوییم که اصلا حمایتی ندارد) در داخل ایران برخوردار است و بصورت عموم مورد تنفر ایرانیان می باشد که شاید کمترین علت این تنفر  بخاطر همکاری های سابق این سازمان با صدام حسین باشد. از این گذشته منابع حفاظتی ایران مدت ها است که به روشنی اعلام کرده اند که آنها دیگر هیچ علاقه ای به سرنوشت سازمان مجاهدین که بعنوان نیرویی مصرف شده حتی قبل از جنگ سال 2003 بر علیه صدام حسین شناخته می شود  ندارند.

شاید همین واقعیت باشد که امریکا را به نتیجه گیری برای حل نهایی پرونده مجاهدین و اخراج آنها از عراق رسانده است. در حالی که امریکا نمی تواند به خاطر این کار انتظار گرفتن جایزه از طرف ایران و حمایت کنندگانش را داشته باشد، ولی روش بسیار تخصصی و حرفه ای بکار رفته در پرونده مجاهدین خلق یقینا هواداری قربانیان تروریسم سازمان مجاهدین در ایران که تعدادشان به ده ها هزار نفر می رسد را جلب خواهد نمود.

تا جایی که به جنگ بر علیه تروریسم بر می گردد، ایرانیان همیشه احتمال معامله با امریکا جهت تعویض سران مجاهدین با افراد القاعده که برخی مدعی هستند در ایران در بازداشت به سر می  برند را رد کرده اند. در مورد مسائل تایید شده تری همچون حمایت ایرانیان از حزب الله، حماس و جهاد اسلامی فلسطین بنظر بسیار بعید مي اید که چنین ژست های نیمه کاره ای از طرف امریکا جمهوری اسلامی را به توقف حمایت از سازمان هایی که آن ها را جزوی از مهمترین بخش های حفظ منافعش در خاور میانه می داند تشویق کند.