سه سال پيش ...

سر مقاله نشریه "گزارش نجات یافتگان"،  ابراهیم خدابنده، نهم ژوئن
http://www.survivorsreport.org/pdffiles/2006/SR4web0606.pdf

سه سال پيش ...

پاريس – 17 ژوئن 2003

 

ابراهيم خدابنده

ژوئن 2006

 

روز سه شنبه، 17 ژوئن 2003، بیش از 1200 افسر پلیس یک تهاجم بزرگ در حومه پاریس به انجام رسانده، مریم رجوی و حدود 160 نفر از یاران نزدیکش را دستگیر نمودند. مجموعه مسکونی اورسوزاواز، به مقر فرماندهی بین المللی گروه تبدیل شده بود. تا مارس- آوریل 2003، ساختار فرماندهی آنان در عراق بود و تنها بعد از آغاز جنگ نقل مکان کردند.

 

فرانسه بنابراین اولین کشور غربی بود که خطر سازمان مجاهدین خلق را جدی میگرفت. به گفته وزیر داخله فرانسه هدف از عملیات قبل از هر چیز معطوف به رهبران سازمانی بود که نظم عمومی را تهدید کرده و اقدام به طراحی یا آماده سازی برای تأمین فعالیتهای تروریسی کرده اند. نخست وزیر ژان پیر رافارین اعلام کرد که هدف از عملیات پلیس، مرکز سیستم عصبی یک سازمان تروریستی بوده است. او روشن ساخت که منافع ملی ما ایجاب میکند تا مطمئن شویم که تمامی ساختاری که به تروریستها در خاک ما پناه میدهد منهدم گردد. طی یک دیدار بین المللی در دفتر نخست وزیر، وزیر داخله نیکولاس سارکوزی تأکید کرد که آنچه در اورسوراواز بدست آمد توجیه گر عملیات است.

 

بلافاصله، سازمان مجاهدین خلق هواداران خود را در اروپا بسیج کرد. آنها یک سری اقدامات هماهنگ که عمیقا افکار عمومی اروپائیان که آشنایی با اینگونه اعمال افراطی نداشتند را شوکه کرد به اجرا در آوردند. سخنگوی دولت فرانسه، ژان فرانسوا کوپه، خود سوزی ها را اعمالی بوضوح افراطی و دراماتیک نامید. او اضافه کرد: حیف! این موضوع همچنین به میزان زیادی طرز فکر رهبران آنها را بر ملا میسازد. اعتراضات نشان داد که فناتیزم بارز سازمان مجاهدین خلق واقعی بود، و اینکه گفتار مجاهدین سابق که از سازمان فرار کرده بودند بر علیه سازمان قابل اتکا بود. این مردان و زنان برای سالها در خصوص اعمال درونی سازمان مجاهدین خلق صحبت میکردند، ولی آنها توسط رهبری و هوادارانش به عنوان مأمورین تهران سرکوب میشدند.

 

مسعود رجوی، رهبر معنوی سازمان مجاهدین خلق، مسؤول شورای ملی مقاومت، و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ابتدا به فرانسه (سال 1981) و سپس به عراق (سال 1986) پناهنده شد. او همه چیز را مدیون صدام است: تأمین ارتش آزادیبخش، سلاح ها و قرارگاه های آنها در عراق، شامل مرکز فرماندهی آنها در قرارگاه اشرف. سه تا پنج هزار ایرانی مبارز در ارتش آزادیبخش از خاک عراق عملیات انجام میدادند که در افزایش تنش با ایران تأثیر زیادی داشتند. در حالیکه هیچ کس از محل رهبر مجاهدین مسعود رجوی مطمئن نیست، همسر او مریم، رهبر عملی و در واقع جانشین شوهر خود میباشد. این چهره کاریسماتیک سازمان به عنوان رئیس جمهور آینده ایران از طرف مجاهدین خلق معرفی گردیده است.

 

با توجه به اینکه سازمان به عنوان یک گروه تروریستی از طرف وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، و از طرف پارلمان بریتانیا، و همچنین از طرف شورای اتحادیه اروپا (از ماه مه 2002) کلاسه شده است، سازمان مجاهدین خلق امروزه به میزان زیادی بی اعتبار گردیده است. این سازمان از سال 1986 در عراق مستقر بوده و بالاتری آسیب را از سقوط صدام حسین از قدرت متحمل شده است. اتهام تروریسم در حال حاضر در بالاترین سطوح تصمیم گیری بین المللی پذیرفته شده است. مدیر سازمان ضد تروریستی فرانسه در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که سازمان مجاهدین خلق طرح حمله به مراکز دیپلماتیک ایران در اروپا را در برنامه داشته است. به گفته پیر دو بوسکت دو فلوران بر اساس اطلاعات جمع آوری شده توسط سرویس مربوطه (DST) ، سازمان مجاهدین خلق در حال آماده سازی حملات مرگبار در خارج از ایران بود که شامل اروپا نیز میشد. مدیر DST گفت که طی بازرسی پلیس از اورسوزاوراز، هشت تا نه میلیون دلار نقد پیدا شد که شمارش دقیق هنوز در جریان است.

 

بوسکوت دو فلورین تأیید کرد که بسیاری از رهبران سازمان مجاهدین خلق بعد از اشغال عراق توسط آمریکا به فرانسه بازگشته بودند که شامل مریم رجوی هم میشد. او بیان کرد که آنها اوورسوراوراز را به مقر فرماندهی عملیاتی برای تروریسم تبدیل کرده بودند. دخالت آمریکا در عراق مقر بغداد مجاهدین خلق را علاوه بر کمکهای مالی صدام حسین از آنها گرفته بود. رئیس DST تشریح کرد که چقدر سازمان مجاهدین خلق خطرناک است. او گفت که این سازمان بیشتر مثل یک سلک است، یک فرقه که حول شخصیت مسعود رجوی و زنش مریم شکل گرفته است. در سال 2001 سازمان مجاهدین خلق مسؤولیت بیش از 195 حمله تروریستی را در ایران از مقرش در اوورسوراوراز پذیرفته و اعلام نموده بود.

 

*  *  *  *  *

 

سه سال بعد از واقعه ای که در بالا اشاره شد، مریم رجوی و شرکایش، که فعلا با ضمانت از زندان آزاد هستند، هنوز منتظر محاکمه شان در پاریس میباشند. سیستم قضایی فرانسه نسبت به آنها مظنون به طراحی و حمایت از عملیات تروریستی است. برای بازخوانی این پرونده، ما میخواهیم مروری بر اعمال نادرست سازمان طی سالیان در پروسه آنچه به اصطلاح مبارزه این سازمان با سیستم حاکم بر ایران نامیده میشود داشته باشیم. این پرونده طبعا از آن دست نیست که بشود براحتی از آن غافل ماند. به این موضوع باید با حوصله و دقت پرداخته شود. دلایل به صورت زیر است:

 

  1. روابط درونی سازمان و وضعیت فرقه ای آن:

-         رهبر خود انتصابی مادام العمر در سازمان دارای قدرت نامحدود در خصوص تصمیم گیری برای هر موضوعی از امور سازمان شامل موارد کاملا شخصی مربوط به اعضا میباشد.

-         ساختار درونی سازمان بر پایه خودکامگی مطلق بنا شده است. رهبر معنوی کاملا بالاتر از همه قرار میگیرد، و نمیتواند توسط هیچ کس در هیچ شرایطی مورد انتقاد قرار بگیرد.

-         روند مغزشویی، تحمیل روانی، و بازسازی فکری بطور گسترده در درون سازمان تحت هدایت مسعود و مریم رجوی عمل میشود. طیفی از روش های مجاب سازی فیزیولوژیکی و روانشناختی برای وارد کردن پیروان در توطئه و کلاهبرداری و همچنین اعمال شگفت انگیزی مانند خود سوزی مورد استفاده قرار میگیرند.

-         افراد بسیاری بوسیله سازمان آسیب دیده و حقوقشان ضایع شده است. بچه های کوچک از والدینشان جدا شده اند، خانواده ها از هم پاشیده شده اند، و دارایی پیروان از آنها گرفته شده است. بسیاری آسیب دیدگان روانی بخاطر سوء رفتار سازمان هنوز تحت درمان هستند.

-         سرکوب و تهاجم به منتقدین در داخل و همچنین خارج از سازمان یک روش عادی برای خاموش کردن دگراندیشان شده است. خصوصا جدا شدگان بطور مستمر موضوع تهدید و تخریب شخصیتی بوده اند.

 

  1. رابطه نظامی، مالی، و سیاسی بین سازمان مجاهدین خلق و دیکتاتور مخلوع عراق صدام حسین:

-         یک نوار ویدئویی بدست آمده بعد از سقوط صدام حسین بروشنی نشان میدهد که رهبران سازمان مجاهدین خلق و اصولا مسعود رجوی جعبه های بزرگ پول را از مقامات عراقی، بطور خاص رئیس سازمان امنیت جلیل طاهر حبوش همراه با سفارشات ترور در داخل ایران دریافت می نمایند.

-         ارتش آزادیبخش ملی (بازوی نظامی سازمان مستقر در عراق) توسط ارتش عراق کمک های مالی، تعلیماتی، امکاناتی، سلاح، و تأمین اطلاعات و مهمات دریافت کرده است تا در خلال جنگ بین دو کشور، با ایران وارد جنگ شود.

-         بسیاری از اعضای سابق ارتش آزادیبخش اعلام کرده اند که شاهد بوده اند که چگونه نیروهای نظامی سازمان وارد جنگ های داخلی عراق، خصوصا سرکوب کردها در شمال و شیعیان در جنوب در سال 1991 شدند.

-         طبق اظهارات بسیاری از اعضای سازمان که در ایران دستگیر شدند، آنها توسط افسران نیروهای مسلح و افراد امنیتی عراق تعلیم داده شده و امکاناتشان مهیا گردیده و از مرز عبور داده شدند تا سوء قصد ها و اعمال تروریستی را در داخل شهرهای بزرگ ایران به انجام برسانند.

-         بسیاری از اعضای جداشده همچنین اظهار کرده اند که افراد ناراضی زندانی شده و حقوق پایه ایشان نقض گردیده و شکنجه و نهایتا تسلیم مقامات عراقی شده اند تا در زندان ابوغریب تحت دیکتاتوری صدام حسین به بند کشیده شوند.

-         باید در نظر گرفته شود که جدا از بودن در لیست های متعدد بین المللی به عنوان یک گروه تروریستی، و مورد تنفر اکثریت گسترده مردم ایران بودن بخاطر همکاری با دشمن در طی جنگ، هیچ دولتی تاکنون از سازمان در هیچ فرمی حمایت نکرده است مگر رژیم عراق تحت دیکتاتوری صدام حسین. البته سازمان توانسته است امضای نمایندگان مجالس (غیر حرفه ای ترین سیاستمداران خصوصا در امور خارجی) مختلفی را در کشور های غربی بدلیل فقدان آگاهی کافی در خصوص ماهیت تروریستی سازمان در پای طومار های خود بگیرد.

  1. ارتباط سیستماتیک بین مرکز فرماندهی سازمان در پاریس (مؤسساتی که در اوورسوراواز تحت پوشش شورای ملی مقاومت تشکیل شده اند) و قرارگاه های ارتش آزادیبخش در  عراق:

-         بر طبق اطلاعیه های مطبوعاتی و بیانیه های DST فرانسه و با اشاره به آنچه در داخل مرکز فرماندهی سازمان در پاریس بدست آمد، این دو مقر در فرانسه و در عراق بصورت تنگاتنگ و مستمر با استفاده از ابزار پیچیده با هم مرتبط بوده اند.

-         مدارک بوضوح نشان میدهند که تفاوتی بین مؤسسات مختلف سازمان وجود ندارد و همه آنها تحت رهبری نزدیک رجوی ها اداره میشوند.

-         همچنین روشن است که تمامی فعالیت های انجام شده در اروپای غربی و آمریکای شمالی، شامل نمودهای سیاسی، تبلیغی، و مالی سازمان بطور مستقیم از عراق هدایت شده اند.

  1. ایجاد انجمن های قلابی برای پوشش فعالیتهای غیر قانونی سازمان و سایر اعمال و همچنین پول شویی در کشور های غربی

-         در موارد زیادی به اعضای سازمان بروشنی و مستقیما گفته شده بود پولی که در کشورهای غربی برای کودکان بی خانمان و یتیم جمع آوری میشود، در واقع برای تهیه سلاح و سایر هزینه های سازمان میباشد.

-         سازمان مؤسسات بسیاری دارد که ماهیت و وابستگی خود را به سازمان مجاهدین خلق برملا نمیکنند، ولی همه آنها برای فعالیتهایشان بطور مستقیم توسط مریم رجوی هدایت میشوند.

-         بطور خاص، باید مورد توجه قرار گیرد که سازمان مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت، و ارتش آزادیبخش ملی مؤسسات مشابهی هستند و نمیتوان و نباید بطور مجزا به آنها پرداخته شود. آنها تماما دارای ماهیت تروریستی هستند که بخوبی برای اعضایشان تئوریزه و توجیه شده است.

 

با توجه به حقایقی که در بالا ذکر شد که خیلی خلاصه مطرح گردید، ضروری است سؤال شود که مردم غرب در این پرونده در کجا قرار میگیرند. آیا این موضوع اساسا لازم است مورد توجه آنان قرار گیرد؟ امروزه حتی سرسخت ترین مخالفین سیستم حکومت اسلامی در ایران روش ها و رفتارهای اعمال شده توسط سازمان مجاهدین خلق را تأیید نمیکنند. اپوزیسیون ایرانی تماما و حقا اعتقاد دارند که به اصطلاح مبارزه سازمان بطور جدی تلاش های بعمل آمده برای برقراری دموکراسی و آزادی در ایران را ضایع کرده است.

 

حقیقت اینست که بسیاری جرائم در زیر حضور قانونی سازمان مجاهدین خلق در کشورهای غربی بوقوع پیوسته اند. این اعمال قابل اجتناب بودند اگر به این پرونده خیلی زودتر پرداخته میشد، یعنی همان زمانی که بسیاری از قربانیانی که تحت فشارهای فوق العاده فیزیکی و روانی از جانب سازمان بودند به مقامات غربی در خصوص این موضوع هشدار دادند. بسیاری در سراسر جهان صدمه دیدند و بر اثر اعمال سازمان زجر کشیدند. قربانیان در همه جا در داخل یا خارج از ایران هستند، و جامعه بین المللی قطعا در این رابطه مسؤولیت دارد.

 

سازمان ادعا میکند که تمامی سوء قصد ها و فعالیت های قهر آمیز در داخل ایران در طی مبارزه مسلحانه بر علیه جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاده اند. به این ترتیب آنها اتهامات تروریستی را رد میکنند. آنها بحث میکنند که هرگز از سلاح در داخل کشور های غربی که به عنوان یک سازمان تروریستی ممنوعه اعلام شده اند استفاده نکرده اند. ولی واقعیت اینست که سازمان مجاهدین خلق قطعا ماهیت تروریستی دارد، و آنها به استفاده از خشونت برای رسیدن به مقاصد سیاسی اعتقاد دارند. بر اساس باور های آنان هدف وسیله را توجیه میکند. بنابراین آنها هیچ محدودیتی، همانطور که طی سالها نشان داده اند، برای ارتکاب به هر جرمی برای رسیدن به اهدافشان ندارند. همچنین باید در نظر گرفته شود که مغز متفکر سازمان همیشه یا در عراق و یا در پاریس مستقر بوده است و تمامی فعالیتهای داخل ایران از این دو محل در دو ده اخیر هدایت شده اند.

 

در خصوص اعمال نادرست سازمان و مؤسسات وابسته بسیار گفته شده است. حالا موقع قدری عمل است تا نشان داده شود که مقامات خصوصا در فرانسه موضوع را جدی گرفته اند. هر کس که در داخل ایران ترور شد، هر رزمنده ای که با کشیدن ضامن نارنجک یا شکستن قرص سیانور خود را کشت، یا هر جوانی که خودسوزی کرد قربانیان مشابه سازمان فرقه ای مخوف تحت رهبری مستقیم از عراق و در حال حاضر مستقر در فرانسه هستند. افکار عمومی جهان، قربانیان بیشمار سازمان، و خصوصا اپوزیسیون ایران خواستار دیدن این موضوع است که هر چیز عادلانه در سر جای خودش قرار گیرد. آنها میخواهند حالا پایان آنچه را که طی سالها جریان داشت را ببینند.

 

*  *  *  *  *

 

جهت مطالعه فراتر:

ردیف

نام کتاب

توضیحات

نویسنده

مترجم به انگلیسی

تاریخ

ناشر

1

Autopsy of an ideological drift:

Analysis and background on the People’s Mojahedin Organisation of Iran

Antoine Gessler

Thomas R Forstenzer

 

 

2

The People’s Mojahedin of Iran:

A struggle for what

Victor Charbonnier

Thomas R Forstenzer

 

 

3

Patterns of Global Terrorism

 

US Department of State

-

2000

US Department of State

4

Amnesty International Report

 

Amnesty International

-

2002

Amnesty International

5

Saddam’s Private Army:

How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from revolutionaries to an armed cult

Anne Singleton

-

2003

Iran-Interlink (UK)

6

Masoud

Memoirs of an Iranian Rebel

Masoud Banisadr

-

2004

SAQI Books

7

No Exit

Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps

Human Rights Watch

-

2005

Human Rights Watch

 

 

Home