دیپلماسی و حامیان خارجی سازمان مجاهدین

مصاحبه با آقای ابراهیم خدابنده، هفتم جولای دوهزار و پنج

 


* آقای وین گریفیث به ایران آمد و واقعیت مربوط به وضعیت شما را از نزدیک دید ، اما به نحوی از اقرار به این واقعیت ها شانه خالی کرد! دلیل این امر را در چه می بینید، این که یک شخصیتی این گونه مسئولیت خود را زیر پا می نهد و جانبدارانه داوری می کند؟
_دلائل متعددی می تواند داشته باشد ، یک دلیل خیلی ساده اش که ممکن است پیش پا افتاده هم باشد ، رو در بایستی است که با سازمان دارد ، 25 سال است با سازمان دارد کار می کند ، بالاخره یک رو در بایستی با این افراد ایجاد شده است.
خیلی از افراد سازمان( مثل من و بیشتر از من)، افرادی هستند که سال ها با این افرادی که الان در مجلس لردها هستند ،ارتباط داشتند، اینها از زمانی که جوان بودند در حزب کارگر با سازمان رابطه داشتند و بعد نماینده مجلس شدند ، بازنشسته شدند رفتند لرد شدند و همچنان ارتباط دارند.
تعداد اینها خیلی کم است ، افرادی مثل وین گریفیث ، لرد کوربت و کلارک کسانی هستند که تولیدهای سال 60 هستند ، در موج سال 60 که یک دفعه دنیا را فراگرفته بود علیه ایران ، که می گفتند هر 25 دقیقه یک نفر در ایران اعدام می شود .در آن زمان ها آمدند و من آن موقع شاهد بودم که از طرف حزب کارگر از شورای ملی مقاومت رأساً حمایت شد.نماینده حزب کارگر آمد و گفت ما می خواهیم از شما حمایت کنیم ، به هر حال سیاست های آن زمانش بود .
اینها تولیدات آن موقع هستند ، بعد از آن تولید دیگری نداشت و هر کس از اینها بازنشسته می شوند و می روند دیگر جایگزین ندارند. بیشتر اینها متمرکزند در کشور انگلیس و آمریکا و در سایر کشورهای اروپایی نمی شود مشابه اینها را پیدا کرد ، که به این شکل ارتباط داشته باشند .این هم به دلیل این است که روابط خارجی سازمان در انگلیس و آمریکا قوی بود ، کادرهای زیادی داشت ، افراد مسلط به محیط زیاد داشت ، با یک سری از افراد یا دور و بر اینها رابطه دوستی ریخته بودند .
یک فرد مثل وین گریفیث نمی تواند شاخص باشد ، هزار و یک دلیل ساده می تواند باشد که او الان نخواست جلوی سازمان موضع بگیرد ، ممکن است با یک فردی در سازمان رو در بایستی داشته باشد .
ولی جریان نیست ، یک نفر است ، اگر بروید جریان وار برخورد بکنید ، می بینید که سازمان در این پروسه هر چه جلو آمده، حمایت ها از آن محدودتر شده و بسته تر شده است. یک زمانی اکثریت پارلمان سوئد از شورای ملی مقاومت ، وقتی که مریم رجوی در پاریس بود ، حمایت کرد و بعد دیگر تمام شد .
بعد از آن دیگر قضیه برعکس شد و مخالفین سازمان در پارلمان اروپا بیشتر شدند ، یا در کشورهای مثل فرانسه و آلمان هیچ وقت نتوانسته اندحمایت جدی از پارلمان شان بگیرند .
بسته به شرایط سیاسی و موقعیت افراد و سوابقی که یک نماینده پارلمان دارد، ممکن است حضور یک سری افراد که در محیط مسلط بودند و برخورد داشتند ، می توانست تعیین کننده باشند ، اما اصلاً پارلمان در سیاست خارجی این کشورها یک ارگان جدی نیست ، که موضع گیری یک عضو آن مهم باشد .
اگر تمام اعضای پارلمان های دنیا بیایند از سازمان کتباً حمایت کنند ، چیزی را برای سازمان عوض نمی کنند.یک دیپلمات یا کارشناس وزارت خارجه می ارزد به تمام آنها . او نظر حرفه ای می دهد ، نظر کارشناسانه می دهد و آنها همیشه خلاف این را گفتند ، یعنی آنها همیشه تعیین کننده و حجت بودند ، یک کارشناس ساده در هر وزارت خارجه ای ، حمایت از سازمان نمی کند.
سازمان به جز دولت صدام با هیچ دولتی رابطه جدی نتوانسته برقرار کند ، حتی گفت و شنود ساده نداشته است. حتی آن قدر روی سازمان حساب نمی کنند که بنشینند و با آنها صحبت کنند، برعکس خواست سازمان از اول همین بوده که فقط یک نفر از وزارت خارجه هر کشوری بیاید و بنشیند و با آنها صحبت کند.
این خواست که عملی نشد ،هیچ ، بلکه لیست های تروریستی هم پشت سر هم آمد ، اول آمریکا که از سال های قبل بود ، بعد انگلیس شد ، بعد سرایت کرد به اتحادیه اروپا و الان سیاست اتحادیه اروپا است ،این ملاک است.
حالا شما حرف وین گریفیث را بگذارید در یک کفه ترازو و مصوبه پارلمان انگلیس که سازمان را تروریستی معرفی می کند را بگذارید در کفه دیگر ، اصلاً قابل مقایسه نیست. یعنی تعیین کننده نیست که مثلاً وین گریفیث چه بگوید .
* توضیحاتی که دادید از بابت شناخت کنه دیپلماسی سازمان و این که به کجا می رود و جهت گیری تبلیغاتی که می کند چه اندازه ارزش دارد ،خیلی مفید بود.
اما وقتی آقای وین گریفیث را به عنوان یک انسان مخاطب قرار بدهیم ، ایشان در مقابل مسئله شما یک موضع گیری کرده است ، این را چگونه باید دید؟
_ این را هم باید در نظر بگیریم که آقای وین گریفیث در حال بازنشسته شدن است وبعداً در حوزه خودش سر و کارش با خیلی از آنهایی که از سازمان حمایت می کنند.
طبعاً من هم اگر جای ایشان بودم نمی آمدم الان در انگلیس با سازمان تضاد کار کنم ، به دلیل این که عناصر سازمان آنجا حضور دارند و ممکن است روبرو بشویم و 20 سال با هم برخورد کردیم بالاخره یک مقدار محتاط تر برخورد می کردم ، نسبت به کسی که ممکن است ،( مثل تدی تیلور )چنین مواضعی نگرفته باشد ، چون او قطعاً این رو در بایستی را با سازمان ندارد . یا اما نیکلسون هم هست که در مواقع مختلف هر جا که رسیده علیه سازمان موضع گیری کرده است.
منظورم این است که این گونه موضع گیری، بستگی به خصوصیت فردی دارد، نمی شود رویش تجزیه و تحلیل سیاسی کرد که چیست .
* یک نکته دیگر که مشخص شد این بود که سازمان خانم هما خدابنده را تحت فشار قرار داده بود و غیر مستقیم سعی کرده بودند القاء بکنند که تو باید اعتراض بکنی ، حتی تا سطح خودسوزی هم پیش بروی .این حرف را میترا باقری ، بیست روز قبل از خودسوزی های سازمان یافته در فرانسه به او می زند. قبل از این که، مرضیه باباخانی و صدیقه مجاوری در پاریس و ندا حسنی در انگلستان خودشان را آتش بزنند، البته تعداد کل خودسوزیها 16 نفر بود که دو مورد منجر به فوت شد.
اما از طرفی سازمان مدعی است که اینها یک کار شخصی کرده اند ، خط تشکیلاتی ما نبوده است.
می خواهم یک پیوندی برقرار بکنم بین آن صحبتی که سازمان با هما کرده که تو می توانی این کار را بکنی و اتفاقی که بعد در فرانسه افتاد .آن اتفاقی که بعد در فرانسه افتاد ، آیا می تواند یک کار و یک حرکت خود به خودی و فردی از طرف اعضای سازمان باشد .
_ من اصلاً بعید می دانم که هیچ کار خود به خودی در سازمان ممکن باشد ، یعنی که اگر کسی بتواند کار خود به خودی در سازمان بکند ، دیگر سازمان آن سازمان نیست که من می شناسم .
اگر یک نفر بخواهد آب بخورد تحت نظر مسئول و خط تشکیلات است ، خیلی از جاها ما می ماندیم که چه کار بکنیم واقعاً نمی توانستیم خودمان تصمیم بگیریم ، باید به ما خط و خطوط داده می شد که چه کار بکنیم .تا جایی که ساده ترین مسائلی که هر انسان خودش می تواند تصمیم بگیرد ما در تصمیم گیری آن می ماندیم ، محتاج بودیم مسئول به ما بگوید چه کار کنیم .
ممکن است یک مسئول به این افراد که خودسوزی کردند ، نگفته باشد که آقای فلانی یا خانم فلانی به شما دستور می دهیم که بروید این کار را بکنید ، ولی شیوه ها و شگردهایی است که برای طرف فضا را ایجاد می کنند، که چنین روشهایی را سازمان خوب بلد است .
مثلاً در خیلی از نشست ها مستقیماً به کسی نمی گفتند که شما سر یک نفر داد بزنید ، فضا طوری ساخته می شد که جمع یک دفعه می ریختند سر یک نفری که خارج از خط می زد ، حرف نا مربوط می زد. در آن دستگاه خیلی راحت می شود به یک نفر گفت که این کار را بکن.
اگر این یک کار خودجوش بود ، فردی این کار را می کند که در حالت فشار روحی بیشتری از شنیدن این خبر قرار گرفته و قاعدتاً باید افرادی که به مرکزیت و مریم نزدیک تر بودند بیشتر در این قضیه شریک می شدند ، چرا کمتر قدیمی ها وارد این کار شدند و بیشتر جوان تر ها آمدند ، یا چرا این قدر محدود بوده ، چرا گسترده تر نبود.
دخترم به من گفت که مشخصاً یک نفر زنگ زد و گفته اگر من جای تو بودم و پدر من را گرفته بودند می رفتم خودم را می سوزاندم و این کار را می کردم . وقتی به دختر من می توانند چنین چیزی را بگویند، حسابش را بکنید که پس از بازداشت مریم ، چه حرفهایی زدند.
ممکن است در تشکیلات بگویند که اگر مثلاً یک چنین اتفاقی بیفتد ، ما این کار را می کنیم ، چند نفر هم بشنوند و بالاخره احساسی این جوری به وجود بیاید و دست به عمل خودسوزی بزنند.
می خواهم عکس این را بگویم که اگر سازمان می خواست می توانست جلوی خودسوزی ها را بگیرد ، یعنی اگر رأیش نبود که انجام نشود ، نمی شد ، می توانست جلویش را بگیرد که انجام نشود ، ولو این که خیلی ها هم احساساتی شده باشند .


 


* هم زمان با آمدن آقای وین گریفیث به ایران، شما گفتید که خانم الهه عظیم فر بیاید ایران و خودش از نزدیک ببیند و آمدن و رفتنش را تضمین کردید.آیا شما باز هم دوباره این ادعا را تکرار می کنید که ایشان یا یک نماینده از سازمان به ایران بیاید.
_ آره ، من این اطمینان را پیدا کردم که اگر من تضمین بگیرم از دولت و یا مقامات ایران که کسی می تواند بیاید و برگردد، تأیید می کنم این تضمین را و مطمئن هم هستم .
چون با مجموعه چیزهایی که دیدم ،برای من مسجل است که می تواند بیاید.
آخر این یک نمونه که نیست ، یک مجموعه چیزهایی آدم می بیند ، مثلاً دادگاهش را می بیند ، دادسراهایش را می بیند ، دادگاه انقلابش را می بیند ، قاضی اش را می بیند ، بازجوهایش را می بیند ، وزارت اطلاعات را می بنید ، نگهبانان زندان را می بیند،
کوچه و خیابان را و خلاصه حتی خانواده های همین بچه هایی که آن طرف هستند می بیند ،کل این مجموعه که همه اش نمی تواند یک تئاتر بزرگ باشد .
در این قضیه من این جوری تجزیه و تحلیل می کنم که همین الان خانم الهه عظیم فر به ایران بیاید، یک چرخی بزند و همه جا را هم ببیند با هر کسی هم که می خواهد صحبت کند ،و به انگلیس برگردد!
از این رفت و آمد چه کسی سود می کند ، چه کسی ضرر .حساب دو دو تا چهار تا بکنید و کاسب کاری حساب بکنید ، قطعاً ضرر کننده اصلی سازمان است ، یعنی اول باید جواب این را بدهد که کو شکنجه ،کو اعدام و چرا فلانی شکنجه و اعدام نشد، این از اولین نتایجش است .
وین گریفیث آمد ایران و برگشت ، هر چه هم می خواهد بگوید ، صرف همین قضیه که ایشان بعد از 25 سال ضدیت مستمر با نظام جمهوری اسلامی و حمایت بی دریغ از مجاهدین ، کاملاً مثل مهمان پذیرفته شد ، آمد ایران ، هر کجا که دلش خواست رفت ، با هر کس که خواست صحبت کرد و برگشت رفت ، کافی است.
اصلاً هیچ چیز هم نمی خواهد بگوید ، همین که کسی می بیند می گوید چه شد پس آن همه ادعا ؟ یعنی تناقض ایجاد می شود با آن تصوری که من از رژیم داشتم ، این که نمی خورد ، این جوری نباید باشد .
از آن طرف برخورد سازمان را می بینیم با کسی مثل اما نیکلسون ، که آمده اینجا که بگوید ما را اعدام نکنند ، چشم داشتی هم نداشت ، پولی هم از این بابت به جیبش نمی رفت ، برادر من رفته به او گفته ، او هم بلند شد آمد ایران که اینها را اعدام نکنید. سازمان این جوری با او برخورد می کند.
اما نیکلسون چه کار کرده که این قدر فحش به او می دهند ، چه حرفی زده که این قدر ناراحت کننده بود ، پس بنابراین بازنده چنین رفت و آمدی هیچ وقت جمهوری اسلامی نیست ، بازنده این قضیه سازمان است .
به همین دلیل هم سازمان در تبلیغاتش شدیداً سعی می کند هر کسی را که اسم ایران را می آورد و طرف سفارت می رود ایزوله کنند و تابوئی بسازد که افراد حتی جرأت نکنند که به ایران بیایند.احساس کنند که یک خیانت بزرگی انجام دادند ، یا تابوئی را شکستند ، هر کاری که دلشان می خواهد بکنند ولی نزدیک به این نشوند که با کسی در ایران ارتباط برقرار کنند .
من مطمئن هستم که به دلیل درایت و ادراک و در واقع هوشیاری که هست و نظام هم تحلیل و تشخیص خوبی از سازمان دارد و خوب می داند که اگر یک نفر از سازمان ده روز جدا بشود دیگر نفر روز اول نیست ، راه ایران همیشه به روی این افراد باز است.
در این کشور مثل کشورهای اروپایی که نیست ، اینجا سرقت مسلحانه حکمش اعدام است ، اما چه طور به بچه های سازمان این قدر تخفیف می دهند و ملایم برخورد می کنند و حکم های عفو می دهند برای کسی که این همه عملیات کرده است .
چون می دانند که این فرد پایش را از سازمان بیرون بگذارد و فقط ، عملیات جاری تعطیل بشود ، این را راحت می شود بازسازی کرد و فرستادش در جامعه . یعنی طینتاً بزهکار و تروریست نبوده ، این در یک شرایطی قرار گرفته که خودش هم نمی فهمد که دارد چه کار می کند .
در این قلم هم تجربه نشان داده انبوه افرادی که از عراق فرستادند ایران و دستگیر شدند ، حالا بعضی هایشان متأسفانه خودشان را کشتند ، یا درگیری وقتی شد در درگیری کشته شدند ، ولی آنهایی که شانس آوردند که نتوانستند خودشان را از بین ببرند یا در درگیری کشته شوند و دستگیر شدند ، چیزی طول نکشید که اینها چرخیدند .
و این چرخش را نمی شود با شکنجه به وجود آورد ، نمی شود با فشار روحی به وجود آورد ، چون اتفاقاً آنها برای فشار روحی و شکنجه آمادگی داشتند ، برای چیزی که آمادگی نداشتند اتفاقاً دیدن این واقعیت ها بوده است ، برای این آمادگی نداشتند به همین دلیل هم باید قرص می خوردند که نیایند و در معرض یک چنین واقعیت هایی قرار بگیرند .
من یقین دارم که اگر کسی مثل خانم الهه عظیم فر بلند شود بیاید ایران ، بالاترین پذیرایی را هم از او می کنند و بعد هم می گویند تشریف ببرید و هر چه دلتان می خواهد بگویید ، بروید بگویید که اینجا شکنجه ام کردند .
این کار را حتماً نظام جمهوری اسلامی خواهد کرد ، او هر چه می خواهد برود بگوید مهم نیست ، ضرر کننده قطعاً سازمان خواهد بود و سازمان نخواهد گذاشت که چنین اتفاقی بیفتد .


 


* از سوی شخص آقای وین گریفیث ، مطرح شد که پیام صلح آمیزی برای مسئولین ایران دارد ، مبنی بر این که آیا می شود از خصومتی که بین ایران و سازمان هست دست بردارند یا عفو بدهند ، به نظر شما این یک درخواست فردی بود یا موضوعی بوده که با سازمان هماهنگ شده است .
_ نه ، من فکر می کنم ایده فردی بوده است ، یعنی تا آنجا که به نظام بر می گردد فرض کنید حاضر هست همه سازمان بیایند ، چه کار می خواهند بکنند ، عملیات جاری بگذارند؟ یک استادیوم را خالی کنند و جمع شوند و یک عملیات جاری بگذارند .
برخورد نظام با افرادی مثل ما نشان می دهد که سازمان را تهدید جدی به حساب نمی آورند.
وین گریفیث اتفاقاً با ما همین صحبت را کرد ، شخصاً مخالف مبارزه مسلحانه و عملیات مسلحانه است ، می گفت من به هیچ وجه آن بخش از قضیه را تأیید نمی کنم که آمدند عملیات نظامی کردند و آن را رد می کرد .
* البته ، این حرفش را پس گرفت .
_ حالا آن چیزی که به ما می گفت این بود که من دلم می خواهد بتوانم یک تفاهمی به وجود بیاورم .
ولی من تصور نمی کنم که سازمان پای یک چنین چیزی بیاید ،ممکن است که الان به دلیل فشار قرار داشتن در لیست گروههای تروریستی در باره مبارزه مسلحانه خیلی زیاد تبلیغات بکند ، ولی بالاخره مبنا همان است .
آقای گریفیث باید بداند ، مبنایی که سازمان گذاشته این است که رژیم باید از تمامیتش سرنگون بشود خوب اول باید به قول معروف یک نوک سوزن از این عقب نشینی کند تا جای بحث باشد ، الان راجع به چه چیزی صحبت بکنند .
مثلاً من می گویم آقا من خواهان مرگ شما هستم ، حالا می خواهم بنشینیم و با هم صحبت کنیم ، دیگر تا ته خط را تعیین تکلیف کرده ای ، جایی برای حرف نیست.
بنابراین یک موضع فردی بود و به من هم گفت که یک الگویی مانند آفریقای جنوبی در ذهنش است که بر اساس آن اینجا هم مسئله حل و فصل بشود ،اما اصلاً شرایط و معادلات زمین تا آسمان فرق می کند .
* آقای وین گریفیث و دو تن از دوستانشان ، یک کمیته نجات برای شما تشکیل داده بودند ،کمیته آزادی ابراهیم خدابنده و جمیل بسام ! اما هم زمان با فروکش کردن تبلیغات سازمان، کار این کمیته هم تعطیل شد .
(در حالی که اگر یک هدف حقوق بشری را دنبال می کرد، باید تا گرفتن یک نتیجه مشخص فعالیت خودش را ادامه بدهد ، بالاخره به یک جواب مشخصی برسد که این آقایان به چه اتهامی در زندان جمهوری اسلامی هستند؟آیا آن استرداد قانونی بوده یا غیر قانونی و بالاخره فعالیت هایشان را تا جایی که وضعیت تعیین تکلیف بشود ، یا از طرف شما یک درخواست رسمی برای تعطیلی آن کمیته داده بشود ادامه پیدا بکند ، اما دیدیم که این موضوع هم ادامه پیدا نکرد .)
سؤال اینجاست که آیا آن کمیته ای که در پارلمان انگلستان تشکیل شد و یا نظائر آن مانند کمیته ایران آزاد ، یا کمیته برای خروج نام سازمان از لیست تروریستی و یا کمیته در دفاع از مریم رجوی و ... بنا به تشخیص و صلاحدید آقایان نماینده ها تشکیل می شود، یعنی ضرورت یک کار سیاسی و دیپلماتیک است به درخواست سازمان و با سازماندهی بخش روابط بین الملل سازمان تشکل می شود ؟
_ نه ،تمام حرکاتی که توسط این نماینده ها انجام می شود ، تمام برنامه ریزی و کارش با سازمان است .
اینها خودشان هزار جور گرفتاری دارند ، اصلاً مسئله صدم آنها شاید ایران باشد ، حداکثر کاری که می کنند اجازه امضائی بدهند که اسمشان در این کمیته استفاده بشود ، اینها خیلی گرفتارند و نمی توانند وارد چنین قضایایی بشوند ، در واقع فقط استفاده از نام شان است و افراد این کمیته ها هم معمولاً ثابت هستند و روی طیف چند نفری می چرخد که از قدیم با سازمان ارتباط داشتند و سازمان می آید به عناوین مختلف کمیته می سازد.
اینها هیچ جنبه رسمی و قانونی و تأثیر گذاری ندارند ، بیشتر تبلیغاتی که سازمان می کند از حمایت ها ، لیست امضاها ، مخاطبش و رویکردش نسبت به هوادارها و نیروهایی مثل اینهاست ، تا این که بخواهد تأثیر گذاری بین المللی مد نظرش باشد .
* یعنی مصرف داخلی دارد .
_ بله ، مصرف داخلی برای جذب و نگهداری نیرو دارد .
مثلاً در رابطه با کمیته ای که برای ما بود ، هدف این نبود که به یک نقطه ای برسد و کمیته به نتیجه ای برسد و ما آزاد بشویم .این کمیته مصرف تبلیغاتی داشت تا یک مقطعی ، تا کجا ؟ تا وقتی که خانم اما نیکلسون آمد و ما را دید ، بعدش دخترم آمد ، بعد از آن که وین گریفیث آمد دیگر مصرف این کمیته تمام شد .
یکی از مسائلی که برای وین گریفیث اینجا تفهیم شد ارائه پرونده ما و موارد اتهامی ما بود. یو ان سی آر(uncr) هم می گفت که طبق قوانین ما می توانیم به سوریه بگوییم که استرداد شما به ایران غیر قانونی بوده ، چون شما اقامت انگلیسی داشتید و باید شما را به انگلیس استرداد می کردند .ولی به ایران نمی توانیم بگوییم که چرا اینها را قبول کردی ، از نظر ایران کسی هستی که مخل امنیتش بودی و اگر هر کجای دنیا تحویل می دهند حق داشته که تحویل بگیرد ، پس به ایران نمی شود ایراد گرفت که تو اینجا محکوم هستی و اینها را برگردان به سوریه و یا برگردان به انگلیس .
مثلاً آمریکا از افغانستان یک عده ای را برداشته و برده گوآنتانامو و می گوید که اینها مخل امنیت من هستند ،خیلی نمی توانستند وارد این بحث ها شوند، برای وین گریفیث هم ثابت کردند که اینها موارد اتهامی مشخصی دارند که در زندان هستند .
حالا اگر اینها خودشان با پای خودشان آمده بودند طبق مصوبه شورای امنیت ملی ما از اینها چشم پوشی می کردیم و پرونده را می بستیم ، منع تعقیب برایشان صادر می کردیم ، ولی اتهامات سر جایش بود .
چون دستگیر شدند و آمدند دیگر چنین چیزی نداریم ، اینها می روند تا دادگاه تعیین تکلیف بکند و این برای خود وین گریفیث هم تفهیم شده بود .
بنابراین کمیته هایی که ایجاد می کنند استفاده های مقطعی دارد ، پر کردن روزنامه و نشان دادن فعالیت و تبلیغات که بالاخره یک کاری دارند می کنند .
اینها را نشان می دهند که نیروها مشغول باشند ، جذب بشوند ، یک عده ای هم کار داشته باشند ، بعد هم که موعدش سر آمد و مصرفش تمام شد دنبال کارشان می روند .


 


* یعنی آقای وین گریفیث هم استدلال ایران را در مباحث حقوقی پذیرفته و مجاب شده است؟
_ بله ، با آقای محمد جواد لاریجانی معاون قوه قضاییه،در مورد ما ملاقات داشت و از بعد حقوقی کاملاً برایش توضیح دادند و گفتند هر ارگان دیگر هم توضیحات حقوقی خواست ، اصلاً یو ان سی آر(uncr) که وارد شده بود موضوع را شکافته و گفته بودند هر کسی هر کجای دنیا هم خواست بیاید هر ایراد قضایی که دارد برایش توضیح می دهیم .
اینها بیشتر جار و جنجال های سیاسی است ، بحث محتوایی و قانونمندی در آن نیست .
ارزش حقوقی و دیپلماتیک ندارد .فقط برای پر رنگ کردن نشریات و تبلیغات است .
* خسته نباشید.