خانم رجوی برف ها هم آب شد. لطفا سرتان را بالا بگيريد

مسعود خدابنده
هفتم آوريل دوهزار و پنج

 

با توجه به مغلطه هايي که خانم رجوي در ماه های اخير کرده است و اخيرا هم برنامه ای را که با ترس و لرزو قايمکي برای چهاردهم آوريل در واشنگتن تحت نامهای جعلي براه انداخته است، هنوز تبليغاتش شروع نشده لو رفته و دم خروسش در سنا بيرون زده و سخنرانانش يکي يکي در رفته اند (خانم خانم ها دنيا کوچک شده. نه؟). با توجه به اين که پس از از دست دادن ولينعمت خود صدام حسين بشدت خواستار خارج شدن نام سازمان مجاهدين از ليست تروريستي و البته بدون نفي تروريسم مي باشد، بخش هايي از گزارش وزارت خارجه امريکا در سال هزار و نهصد و نود و هفت را جهت ياد آوری در زير مي آورم تا چنانچه علل و درنتيجه عملي که در قبال آن از ايشان خواسته شده است (نفي تروريسم به جای درخواست بمباران ايران تحت نام مجعول "راه حل سوم!!" ) را فراموش کرده باشند، مجددا گوشزد شده باشد.
ضمنا برنامه چهاردهم آوريل و مدارک ارتباطات مخفيانه شما با آن هم باطلاع مقامات انتظامي واشنگتن رسيد.

 

لينک به متن کامل ترجمه گزارش وزارت خارجه ايالات متحده در دو قست

http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages/us%20state%20Dept%201.htm
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages/us%20state%20Dept%202.htm

 

 

وزارت امور خارجه ايالات متحده

واشنگتن دي . سي 20520

آقاي رئيس عزيز ،

به موجب ماده 523 در سال مالي 1995-1994 از قانون مربوط به اختيارات روابط خارجي ، قانون عام 236-103 خوشوقتم از سوي وزير خارجه ، گزارش مربوط به "مجاهدين خلق ايران " را ارائه نمائم .

دولت از فرصت پيش آمده جهت بررسي جامعي از مجاهدين خلق ايران استقبال نموده است . ايالات متحده فعاليتهاي اين گروه را از دهه 1970 (1350 شمسي ) تا كنون تحت نظر داشته است

...مجاهدين در سرنگوني شاه سابق ايران با آيت الله خميني همكاري كردند . آنان به عنوان بخشي از مبارزه شان ، دست كم شش شهروند آمريكايي را مورد سوء قصد قرار داده ، از اشغال سفارت آمريكا حمايت نموده و با آزادي گروگانهاي آمريكائي مخالفت ورزيدند . معهذا در هرج و مرج سياسي پس از انقلاب ، مجاهدين قدرت سياسي را در برابر روحانيت اسلامي ايران از دست دادند . آنگاه آنان هم خود را در مبارزه مسلحانه و استفاده از حربه تبليغات عليه دولت جديد ايران را بكار بستند و سيكلي از حمله و انتقام جويي خشونت بار و ستيزه جويانه را براه انداختند . در سال 1981 ( 1360 شمسي ) رهبري مجاهدين به فرانسه گريخت و به همراه ديگر جنبش هاي اپوزيسيون ايران ، شوراي ملي مقاومت را شكل داد...

...از زمان اخراج رهبري مجاهدين از فرانسه ، آنان فعاليتهاي تبليغاتي در ميات مطبوعات و مقامات غربي را مورد اجرا گذاشته اند و بدنبال حمايت سياسي و مالي ميباشند . مجاهدين با سوء استفاده از سرزنش غرب نسبت به رفتار و عملكرد دولت فعلي ايران ، خود را بعنوان آلترناتيو مطرح مي سازد .براي دستيابي به اين هدف ، آنان مدعي برخورداري از حمايت اكثريت مردم ايران هستند
اين ادعا مورد ترديد بسياري از آكادميسين ها و ديگر متخصصان امود ايران مي باشد كه اظهار ميدارند مجاهدين خلق در واقع از حمايت اندكي در ميان مردم ايران برخوردارند. آنان استدلال ميكنند كه فعاليتهاي مجاهدين از زمان فرار رهبري آن از ايران در سال 1981 ( 1360شمسي ) و بخصوص اتحاد آنان را عراق و سركوب درون گروهي ، آنان را در ميان جامعه ايران بي اعتبار ساخته است . رژيم روحانيون در تهران ، با آگاهي از عدم محبوبيت مجاهدين ، تلاش دارد تا بسياري از مخالفين خود را با ارتباط دادن نادرست آنها با مجاهدين خلق بي اعتبار سازد . مجاهدين به سهم خود غالباْ " منتقدان خود را تحت عنوان عوامل رژيم " منكوب مي سازند...

...عليرغم اظهارات مجاهدين مبني بر اينكه اين گروه ايدئولوژي انقلابي خود را كنار گذاشته و اكنون از دمكراسي ليبرالي جانبداري مي كند ولي هيچ نوشته يا سند علني پيرامون مباحث يا مذاكرات در مورد چرخش هاي چشمگير در مواضع اعلام شده مجاهدين وجود ندارد . بعلاوه ، سابقه 29 ساله از عملكرد و رفتار مجاهدين ، ظرفيت يا نيت دمكراتيك آن را به اثبات نمي رساند .مجاهدين در درون خويش ، تشكيلات را مستبدانه اداره كرده ، ناراضيان را سركوب نموده و تحمل نقطه نظرات مخالف را ندارد . رجوي كه بازوهاي سياسي و نظامي مجاهدين را رهبري مي كند ، پيرامون خود يك كيش شخصيت ايجاد نموده است . اين ويژگي ها باعث شده تا اكثر ايرانيان متخصص از آنان رانده شوند چون ايشان اظهار ميدارند كه مايل نيستند رژيمي ناپسند را با رژيمي مشابه آن جابجا نمايند.

با در نظر گرفتن اين صفات ، اتفاقي نيست تنها دولتي كه رد جهان كه به لحاظ سياسي و مالي از مجاهدين حمايت ميكند ، رژيم توتاليتر صدام حسين ميباشد...

...رجوي پس از اخراج از فرانسه ، در بغداد ، عراق مستقر شد و به حمايت صدام حسين گردن نهاد. در سال 1998 ( 1366 شمسي ) رجوي تشكيل ارتش آزاديبخش ملي را اعلام كرد . بازوي نظامي مجاهدين حملاتي در سالهاي آخر جنگ هشت ساله ايران و عراق به داخل ايران صورت داد . آخرين گزارش ، تهاجم عمده ارتش آزاديبخش ملي در سال 1991( 1370 شمسي ) عليه كردهاي عراق بوده است و اين در زماني است كه اين ارتش در سركوبي وحشيانه شورش كردها به صدام حسين پيوست ، علاوه بر اقدامات خرابكارانه گابگاه ، مجاهدين مسئول حملات خشونت باري هستند كه قربانيان آن ، شهروندان عادي مي باشند .آنان همچنين در خشونت عليه اهداف متعلق به دولت ايران در كشورهاي غربي دخالت دارند ...

... ساختار تشكيلاتي مجاهدين در طول تاريخ حيات اين گروه ، تغيير اندكي يافته است ، مهم آنكه ، شيوه خودكامانه تصميم گيري رهبري و رفتار پرستش گونه اعضاء آن _ دو نمونه بارز اداره سازمان _ با يكديگر تركيب شده اند تا مجاهدين را از حمايت اكثر ايرانيان كه بيم آن دارند ، آلترناتيو مجاهدين به بدي رژيم كنوني روحانيون و يا بدتر از آن باشد ، محروم سازد .

هر سه يكي اند : سازمان مجاهدين خلق / شوراي ملي مقاومت / ارتش آزاديبخش ملي

اشتياق سازمان مجاهدين خلق به القاب ، آشفتگي ها را بوجود آورده است . اسم اصلي فارسي گروه يعني سازمان مجاهدين خلق ايران ، خلاصه گشته و به صور مختلف ترجمه شده ، مورد استفاده قرار مي گيرد : مجاهدين خلق ، مجاهدين ، MEK , MKO  مجاهدين خلق ايران و         P M O I . گروه مزبور اخيراْ عنوان P M O I   را ترجيح مي دهد .

استفاده عامدانه مجاهدين از نام شوراي ملي مقاومت ايران نيز گمراه كننده است . شورا كه روزگاري ائتلافي جدي بود ، در دهه 1980 چند پاره شد و اين زماني بود كه بسياري از گروه هاي مقاومت كه در سال 1981 به آن پيوسته بودند ، بدليل مخالفتشان با روش هاي ديكتاتور مآبانه رجوي و تصميم يكجانبه او براي اتحاد با عراق ، تشكيلات مزبور را ترك گفتند . 77

مخرب ترين مورد قطع روابط مودت آميز در سال 1984 بوقوع پيوست و اين زماني بود كه رئيس جمهور اسبق بني صدر از شورا بيرون رفت ، و نيز در سال 1985 ، زماني كه حزب دمكرات كردستان ايران عضويت خود را در شورا ملغي ساخت ( اين سازمان كردي اين تصميم را رد سال 1986 به تصويب رساند ) . خروج ايندو و انگيزه هاي مربوط به اقدامشان ، خروج دستع جمعي و دلسردي اعضاء جديد را سبب شد ...  شيوه استبداد رجوي ، شوراي ملي مقاومت را از تبديل شدن آن به شورائي واقعاْ دمكراتيك و منتخب باز داشت . بطور مثال ، تعبير بني صدر " همزيستي دشوار " آنان در پاريس اين است كه رجوي خواهان " كنترل كامل" است . 78

... سلطه طلبي رجوي ، ريشه در تاريخچه سازمان مجاهدين در ايران دارد . كنترل عملي او بر مجاهدين از سال 1975، رسماْ در سال 1979 شكل گرفت و اين زمان آزادي او از زندان بود كه رهبري جديد را از ميان همقطاران زندانش دستچين كرد . او با حيات بخشيدن مجدد به ساختار اصلي گروه ، مجاهدين را به صورت هسته اي مجزاي فعال ، سازماندهي مجدد كرد كه تابع فرامين او يا افراد منتخب او باشند . بطور مثال در سال 1986 پس از استقرار در عراق ، رجوي بطور يكجانبه كميته مركزي سازمان مجاهدين خلق ايران را منحل كرد و شخصاْ 500 نفر را به عنوان شوراي تعيين نمود . امروزه نيز بنظر مي رسد ، اوامر او با مانعي روبرو نمي شوند .شوراي ملي مقاومت اكنون مدعي است از 229 شخصيت سياسي برخوردار است كه اكثرشان عضو مجاهدين يا ارتش آزاديبخش ملي هستند ، و نيز 6 سازمان كه جمعاْ 235 عضو را تشكيل مي دهند ...

... شوراي ملي مقاومت اعلام داشت كه اعضاء خود را مجدداْ از 21 عضو به 150 عضو گسترش داده است . در سال 1993 ، شوراي ملي مقاومت بتعداد فعلي خويش ، يعني مجموع 235 عضو افزايش پيدا كرد . اين گسترش به 235 عضو ، درست زماني اتفاق افتاد كه شورا مريم ، زن سوم مسعود رجوي را به عنوان " رئيس جمهور آينده ايران " جانشين وي سازد . بدليل آنكه ظاهراْ عضويت در شوراي ملي مقاومت از سوي مسئول آن ، رجوي مشخص مي گردد ، مسئله مشروعيت سياسي آن به زير علامت سؤال مي رود . هدف اين گسترش دادن ها ، ظاهراْ تلاشي است براي حفظ اين ادعاي شوراي ملي مقاومت كه " اين شورا در برگيرنده همه نيروهاي سياسي در حال مبارزه عليه ديكتاتوري تروريستي _ مذهبي حاكم بر ايران بوده و نماينده اكثريت باتفاق اقشار مختلف مردم داخل كشور مي باشند.82

... بسياري از اين گروه هاي عضو ، در واقع سازمان هاي پوششي هستند كه از طرف مجاهدين تشكيل شده اند تا شوراي ملي مقاومت را نمونه و مجاهدين را محبوب جلوه دهند . به همين ترتيب ، شوراي ملي مقاومت گروه هاي وابسته اي را با اسامي خوش تركيب بوجود آورده است مانند " انجمن پژوهشگران و متخصصين ايراني " و " انجمن زنان ايران ". آنان حتي اسامي انجمن هاي نا پيوسته متخصصين را براي پيشبرد اهداف خويش عصب كرده اند . بطور مثال ، در كاليفرنيا ، مجاهدين براي انجام تظاهراتي ورقه اجازه اينكار را به اسم " انجمن متخصصين ايراني " پر كردند . اين انجمن كه از اين امر توسط دولت ايالتي كاليفرنيا آگاه شده بود ، نامه سرگشاده اي را انتشار داد كه در بخشي از آن آمده است ، " مجاهدين خلق بدون اجازه ما و براي پيشبرد اقدامات سياسي خويش از نام ما استفاده مي كنند . انجمن متخصصين ايراني هيچگونه رابطه مستقيم يا غير مستقيم با مجاهدين ندارد ."81...

...همچنين اين ادعاهاي تازه را با سابقه فعاليتهاي مجاهدين در طول حيات 29 ساله شان نميتوان باثبات رساند.تشكيلات مجاهدين با اصول اعلام شده در تبليغات مربوط به تجديد نظرشان همخواني ندارد. بالاخص مجاهدين هرگز در تشكيلات خويش،شوراي ملي مقاومت تحت تسلط شان يا ارتش آزاديبخش ملي دمكراسي را رعايت نكرده اند.سازمان مجاهدين اوليه، ازسوي كميته مركزي تعيين شده اي اداره مي شد.رجوي و افراد منصوب شده از سال 1979 بر مجاهدين،و از سال 1981 ،زمان تأسيس شوراي ملي مقاومت،بر شورا تسلط دارند.بسياري از ايرانيان كه با اعضاء سازمان مجاهدين خلق سر و كارداشته اند، اظهار ميدارند كه مجاهدين ناراضيان را، غالبآ با توسل به زور سركوب كرده و نظرات مخالف را تحمل نمي كنند . اعتبار مجاهدين نيز بخاطر اين حقيقت است كه آنان بخشهايي از سابقه خود را منكر شده يا تحريف مي نمايند ، مانند استفاده از خشونت يا مخالفت با صهيونيسم ، خدشه دار گشته است . وقتي سازماني از پذيرش گذشته خويش شانه خالي مي كند ، پذيرش وعده هاي ظاهري آينده آن مشكل است . نشريات خود مجاهدين نيز به بي صداقتي آنان در تغيير جهت ايدئولوژيك شان دلالت دارد . طي دو سال گذشته ، مجاهدين بكار بردن سمبل هاي ملي ايرانيان در نشريات خويش را آغاز نموده اند...

پژوهشگران و متخصصين آگاه به امور ايران ، اين ادعا را به عنوان ادعايي نادرست در مي كنند . در ميان اكثر كارشناسان _ كه مسئوليت هاي شغلي شان مستلزم سفر به ايران ، مباحثه با ايرانيان جلاي وطن كرده و آشنايي با مجاهدين است _ اين توافق عام وجود دارد كه مجاهدين از حمايت اندكي در ميان ايرانيان برخوردارند . 83

سومين موجود در منظومه مجاهدين ، ارتش آزاديبخش ملي است . ارتش آزاديبخش ملي كه خالق آن نيز رجوي رجوي است ، توسط خود او و با كمك صدام حسين در سال 1987 تأسيس شد . علاوه بر رهبري مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ، رجوي " فرمانده كل " ارتش آزاديبخش ملي نيز مي باشد . همسر وي ، مريم رجوي كه اكنون رئيس جمهور آينده ايران ناميده مي شود پيشتر معاون فرمانده كل ارتش آزاديبخش ملي و دبير كل ( مسئول ) مجاهدين بود ...

...مسعود رجوي رهبري سلطه جويانه خود را با ايجاد كيش شخصيتي كه مقدمتاْ پيرامون او و در مرحله بعد همسرش مريم دور مي زند تكميل مي كند .84...

...يكي از سرمايه گذاران عمده و اصلي سازمان ، صدام حسين مي باشد كه سلاح و پولهاي نقدي بالغ بر حدود صدها ميليون دلار را تأمين نموده است . 93...

...

مجاهدين فعاليتهاي تبليغاتي خود را حول اقدامات نا پسند دولت ايران متمركز مي كنند . مثلاْ در طول جنگ ايران و عراق ( 1988-1980 ) مجاهدين بر جنبه هاي هولناك اين جنگ تأكيد كرده و سازش ناپذيري خميني در مورد مذاكره بر سر صلح را برجسته مي ساختند . كتاب مجاهدين با عنوان " خميني دشمن صلح و آزادي " نمونه اي از اينگونه مطالب است . محتواي اين كتاب شامل فصلي در مورد فعاليتهاي ديپلماتيك مجاهدين جهت خاتمه دادن به جنگ و نقشه هاي مربوط به فعاليت " مقاومت " مجاهدين در ايران مي باشد . پس از جنگ مجاهدين تبليغات خود را متوجه انتشار پرونده سياه حقوق بشر رژيم ايران كردند و بطور مثال جزوهاي با عنوان " گزارش پيرامون 64  نوع شكنجه در رژيم خميني " منتشر ساختند . كار معمول ديگر اين گروه گرد آوري بيانيه هايي از سوي شخصيت هاي مشهور ، دول غربي ، اتحاديه اروپا و سازمان ملل در محكوميت بدرفتاريهاي دولت ايران و انتشار مجدد آنها بصورت مجموعه اي تحت نام مجاهدين مي باشد . اگر چه مجاهدين عاملي در محكوميت ها از جانب غرب نيستند به همين ترتيب ، مجاهدين گزارشات خود را مطبوعات غربي را كه در آنها رفتار ناپسند دولت ايران تشريح شده ، در اسناد و مدارك خود مجدداْ بچاپ مي رسانند . 69...

*     *    *

حالا که تا اينجا را خوانی يک لطيفه هم گوش بده که داستان سرباز و ژنرالي است که بي ربط به خانم رجوي و اربابشان نيست:

روزی ژنرال قصد بازديد داشت. يکی از سربازان کر بود. ديگر سربازان گفتند نگران نباش چون ژنرال هر سال که مي آيد اگر از کسي سوال کند هميشه اين سه سوال است که،

اول: چند سالت است. که جواب مي دی بيست و دو سال
دوم: چند وقته خدمت مي کني. که جواب مي دی دوسال
سوم: مملکتتو بيشتر دوست داری يا مادرتو. که باز جواب مي دی هر دو رو

ژنرال آمد و از بخت بد سرباز، عدل رفت سراغ او و
پرسيد: سرباز چند ساله خدمت مي کني؟
سرباز گفت: بيست و دوسال قربان
ژنرال پرسيد : اه! بيست و دو سال!!؟  مگه چند سالته؟
سرباز گفت: دو سال قربان
ژنرال عصباني شد و گفت: پدرسوخته منو خر مي کني يا پدرتو؟
سرباز جواب داد: هر دو رو قربان!!