آقای علیرضا جعفر زاده! چه میکنید؟

ابراهیم خدابنده، سوم اکتبر 2006

 

 

ابراهیم خدابنده

مهر 1385

 

اخیرا کتابی تحت عنوان "تهدید ایران: رئیس جمهور احمدی نژاد و شروع بحران هسته ای" نوشته علیرضا جعفر زاده در سایت های اینترنتی تبلیغ شده است که قرار است در ژانویه سال 2007 در آمریکا منتشر گردد. همچنین مشاهده میشود که سازمان مجاهدین خلق که آقای جعفرزاده سخنگوی مطبوعاتی آن در واشنگتن میباشد بخش اعظم تبلیغات و سیاست خارجی خود را بر روی مسئله هسته ای ایران متمرکز کرده و به شدت تلاش مینماید تا این تنور را هرچه داغ تر نگاه داشته و اجازه ندهد تا سرد و خاموش شود. از آنجا که مخاطب سازمان بعد از سقوط دیکتاتور سابق عراق صرفا ایالات متحده بوده است لاجرم علیرضا جعفرزاده در خط مقدم این سیاست قرار گرفته و لذا اغلب واکنش ها و موضعگیریها و کنفرانس های مطبوعاتی خویش را به این مسئله اختصاص داده است.

                                                                                                          

واضح است که بعد از شکست استراتژی ارتش آزادی بخش ملی و به نتیجه نرسیدن سرمایه گذاری که بر روی جنگ ایران و عراق و حمایت صدام حسین صورت گرفت، سیاست جدید سازمان تحت نام "راه حل سوم" به سمت خود آمریکا معطوف شد. یعنی همانطور که تا قبل از اشغال عراق تمرکز روی گرم کردن تنور جنگ بین دو کشور، البته با نقاب صلح خواهی، بود امروزه سرمایه گذاری بر روی داغ کردن تنور بحران هسته ای جمهوری اسلامی با غرب و خصوصا آمریکا شده است.  

 

واقعیت روشن که پیش رو است اینست که البته این موضوع یعنی بحران هسته ای ایران با غرب خیلی زودتر از بحران جنگ بین ایران و عراق خاتمه یافته و استراتژی سازمان به بن بست خواهد رسید.

 

 اما از طرف دیگر فشار دولت فعلی عراق برای خروج اعضای سازمان مجاهدین خلق از آن کشور بن بست مربوطه را به مراتب بارزتر خواهد کرد. عراق برای سازمان امکان منحصر به فردی را فراهم نموده است تا بتواند ارتباط بدنه سازمان را از دنیای خارج قطع کرده و کارکردهای فرقه ای را بطور کامل به اجرا در آورد. قطعا هیچ کجای دنیا چنین امکانی وجود نخواهد داشت و انسجام فعلی که به یمن محیط محصور قرارگاه اشرف بدست آمده است فراهم نخواهد شد. 

 

بنابراین سازمان که امروزه سرنوشت خود را به بحران هسته ای ایران گره زده است، کما اینکه نزدیک به دو دهه قبل سرنوشت خود را به جنگ گره زده بود، صرفا بقای خود را مد نظر داشته و به نظر نمیرسد که زیاد به مسائل داخل کشور و مردم ایران کاری داشته باشد. سیاست ها و عملکردها و برخوردهای سازمان طی سالهای اخیر بخوبی نشان داده است که فضا و نظر مردم ایران دیگر جایی در استراتژی اش نداشته و "حفظ موجودیت به هر قیمت" تابلوی اصلی موضعگیریهای سازمان شده است.

                                                                                                                      

پر واضح است که امروز سازمان به یک سکت بسته و درون گرا تبدیل شده و صرفا خود را درگیر بازیهای سیاسی بین المللی نموده است تا شاید از این طریق به جایی برسد و شکست های پی در پی گذشته خود را جبران نماید. کتاب آقای جعفر زاده که البته ممکن است زمانی که چاپ شود دیگر خیلی دیر شده و از حیض انتفاع ساقط شده باشد در شرایطی نگاشته شده است که بن بست سازمان آشکار گردیده است.

 

و البته بیاد می آوریم که در ابتدای امر که رهبری سازمان به عراق نقل مکان کرد مدام گفته میشد که رژیم هرگز آتش بس و مذاکره با عراق را نخواهد پذیرفت و جنگ ایران و عراق سرمایه ای لایزال فرض شده بود و امروز هم همان سیاست شکست خورد که در مقابل خواست توده ملت ایران و مصالح و منافع ملی قرار دارد ادامه داده میشود.

 

بنابراین مایلم از دوست قدیمی آقای علیرضا جعفرزاده سؤال کنم که آیا واقعا میدانید که دارید چکار میکنید؟ و آیا فکر میکنید که روزی خواهید توانست پاسخگوی ملت ایران باشید؟ آیا فکر نمیکنید که با چاپ چنین کتابی با دست خود سند محکمی در خصوص خیانت به عالی ترین مصالح ملت ایران به ثبت میرسانید؟ 

 

Home