مکاتبات جابانی و خدابنده

ارسالی آقای جابانی، دوازدهم اکتبر 2006

 

خدمت جناب آقای مسعود جابانی

یکشنبه 9 مهر 1385

 

با سلام، خسته نباشید.

نامه محبت آمیزتان روز یکشنبه 2 مهر به دستم رسید و بی اندازه خوشحال شدم. با شما از پیش از طرق کتابها و نوشته هایتان آشنا شده بودم. از آنجا که مشغول آماده شدن برای شرکت در یک سمینار در اصفهان بودم در دادن پاسخ به نامه تان تأخیر افتاد.

اوایل امسال کتاب فرقه ها در میان ما نوشته خانم سینگر به دستم رسید. وقتی آنرا مطالعه کردم مشابهت های زیادی بین نمونه های ذکر شده در کتاب که تماما مربوط به فرقه های آمریکا در زمان های مختلف بود با موارد سازمان مجاهدین خلق یافتم. از این رو تصمیم گرفتم آنرا ترجمه نمایم. دو بخش از کتاب شامل 9 فصل ترجمه شده و روی سایت ها موجود است و بخش آخر که شامل 3 فصل است و به مسائل مربوط به جداشدگان از فرقه بعد از جدا شدن میپردازد هنوز ترجمه نشده است. من این 9 فصل را در یک مجموعه 34 صفحه ای خلاصه کرده ام که قطعا خیلی ها تصور خواهند کرد که این مطالب در خصوص سازمان نوشته شده است حال آنکه تماما از متن کتاب استخراج شده و نویسنده هم هیچ آشنایی با سازمان نداشته است. بنابراین فرقه یک مقوله قانونمند است که قوانین حاکم بر آن مانند تمامی پدیده های مادی ثابت است.

دیروز هم همراه با آقای جمیل بصام در یک همایش در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان که توسط گروه تاریخ این دانشکده با همکاری انجمن نجات شاخه اصفهان برگزار شده بود شرکت کردم. عنوان سمینار رابطه فرقه و تروریسم در تاریخ معاصر ایران بود که تعدادی از اساتید تاریخ و جامعه شناسی دانشگاه سخنرانی داشتند. من بحثی حول محورهای همان کتاب با اشاره به مصداق هایی در خصوص سازمان مجاهدین خلق ارائه نمودم. بحثها کلا مورد توجه دانشجویان قرار گرفته و تعداد زیادی شرکت کرده بودند.  

مدتی است با دوست بسیار قدیمی و گرامیم دکتر مسعود بنی صدر نامه نگاری دارم که اخیرا شروع به گذاشتن نامه ها بر روی سایت خود نموده است. او تمایل دارد تا افراد بیشتری در بحثهای ما وارد شده و اظهار نظر کنند. ما در بسیاری موارد اشتراک نظر و در برخی موارد هم اختلاف نظر داریم. البته من شخص آقای بنی صدر را با توجه به شناختی که از وی طی سالیان داشته ام فردی فوق العاده منصف و صادق و در عین حال شجاع و اصولی میدانم و به قول معروف کاملا قبولش دارم.

من گهگاه که امکانی دست بدهد با برادرم مسعود تماس تلفنی دارم. کتاب فرقه ها در میان ما را نیز او برایم فرستاد. او خیلی بیش از من نسبت به وضعیت قضائی فعلیم ابراز نگرانی میکند و ناراحت است ولی من خودم هیچ مشکلی ندارم و نظرم اینست که شرایط فعلی اتفاقا برای مطالعه و نوشتن و ترجمه خیلی مناسبتر است و فکر میکنم اگر مسائلم حل شود و بیرون باشم شاید فرصت کمتری برای این گونه کارها و مطالعات داشته باشم. خصوصا اینکه در اینجا با افرادی با خصوصیات مختلف برخورد میکنم و آشنا میشوم که شاید در بیرون امکانش به این صورت نباشد.

در خصوص فرقه ها قرار است مطالبی تنظیم کنم که حتما برایتان خواهم فرستاد. در ضمن اگر موضوع بخصوصی مد نظرتان است و یا مواردی به صورت یک سری سؤالات داشته باشید میتوانم حول آن برایتان مطلب بنویسم و بفرستم شاید بدردتان بخورد.

دیگر خداحافظی میکنم و امیدوارم در کارهای نیکی که به جهت کمک به قربانیان فرقه انجام میدهید مؤید و موفق باشید.

به امید دیدار 

ابراهیم خدابنده

 

 

خدمت  دوست گرامیم آقای ابراهیم خدابنده

 

ضمن عرض تشکر از نامه محبت آمیزت، می خواهم که بمن اجازه دهی  که تو را ابراهیم خطاب کنم .زیرا که می ترسم در لابلای این کلمات محترمانه و اداری ، نتوانم آنچه را که  بیان احساس نامیده می شود، براحتی روی کاغذ بیاورم .

مضافا براینکه مایلم که در این  سری مکاتبات  با تو و مسعود بنی صدر شرکت کرده و با بیان مطالب و جوابی که دریافت می کنم به اندوخته های ذهنیم در راستای کمک به علاقمندان آشنائی با مقوله " فرقه و تروریسم" بیفزایم.

در مورد همایش باشکوه دانشگاه اصفهان می بایست به برگزارکنندگان آن با هر تیتر و عنوان و مسلک و مرامی که باشند تبریک گفت .

اگرچه در حال حاضر شرکت  در اینگونه همایش ها و جوی که در مراسم حاکم می باشد قابل مقایسه با جو و شرایط همایشهای اروپائی نیست ولی اینگونه همایش ها می تواند در روند خود شرکت بیشتر دگراندیشان و صاحبان قلم را بدون ترس و اضطراب به دنبال داشته باشد.

شاید در این مورد با توجه به حضورت در همایش،  بیشتر بتوانی به من کمک فکری کنی .

ابراهیم عزیز

کانون رهائی هم در این مورد اطلاعیه ای صادر نمود که نظرت را به بخشی از آن جلب میکنم.

ریشه یابی و شناخت سوخت موتور محرک تروریسم و زمینه های رشد آن مقوله هائی هستند که نیاز به ایجاد همایشها، سمینارها و جلسات پرسش و پاسخ  داشته تا از ابعاد گوناگون بتوان با این سرطان اجتماعی برخورد مناسب گردد.

کانون رهائی که در هلند مستقر می باشد مبنای فعالیتهایش را براساس  بررسی و تحقیق علمی و روانشناسانه گروه های تروریست  در سطح جهانی  قرار داده است .

این کانون در سال گذشته توانسته است  با برپائی بیش از بیست  سمینار پرسش و پاسخ و مصاحبه های گوناگون رسانه ای ،  در دانشگاه ها و دیگر مراکز آموزشی تحقیقی  و مددکاری ، کمک بسیار مهمی به دانش پژوهان و علاقمندان به آشنائی با متدها و دیدگاه های فکری  فرقه های تروریسم  بنماید.

کانون رهائی  برگزاری" همایش رابطه فرقه و تروریسم در تاریخ معاصر "  توسط انجمن نجات که از قزبانیان تروریسم هستند و سالهای طولانی در یکی از خطرناکترین فرقه های مذهبی-تروریستی عمر خود را سپری کرده اند تبریک می گوید. ما معتقدیم  این همایش در راستای واکسینه کردن جامعه از هرگونه بینش  خشونت آمیز و فرقه ای است  که  نهایتا به تروریسم راه می برد.

اینگونه همایش ها و سمینارها بیدرنگ راه  را برای پذیرش بینش تحمل گرایانه و مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت باز خواهد نمود.

همانطور که در اطلاعیه آمده است و تو هم به ان اشاره کردی متدهای شناخته شده فرقه ها قبل از تاسیس سازمان برای بسیاری از کارشناسان و دست اندرکاران سیاسی شناخته شده بوده است و بقول تو" قوانین حاکم بر آن مانند تمامی پدیده های مادی ثابت بوده است". در واقع سازمان بعدا آن را برای جذب و کنترل نیرو بکاربسته است .

نوشته بودی که بحث هائیکه در دانشگاه نمودی مورد توجه دانشجویان قرار گرفت . مایلم  بدانم که  هول چه موضوعاتی دانشجویان ایرانی بیشتر حساس بوده و بیشتر توجه نشان می دانند .می خواهم یک مقایسه ساده در این رابطه بین دانشجویان اروپائی و حساسیت و مواردی که به آن بیشتر توجه می کنند، با دانشجویان ایرانی بنمایم. اگرچه شاید این مقایسه بسیار کودکانه بنظر برسد.

همانطور که در سایت رهائی نیز به ان اشاره شده است با همکاری دوستان جداشده، دعوت دانشجویان  دانشگاه ها و مراکز آموزشی را برای سخنرانی ها و پرسش و پاسخ در رابطه با رادیکالیسم و فرقه و تروریسم  در شهرهای مختلف هلند پذیرفته ایم و امیدواریم که با تجاربی که داشته و کسب نموده ایم کمک فکری موثری به انان بنمائیم.

ابراهیم عزیز

ترجمه با ارزشی که از کتاب خانم سینگر نمودی بسیار با ارزش  و آموزنده است و امیدوارم که هرچه زودتر تبدیل به جزوه و یا کتابی برای استفاده عموم گردد.

مایلم  بدانی که به نظر من هم نوشته های مسعود بنی صدر به دلیل قابل هضم بودن مطالب و صادقانه بودن  نظراتش  از جذابیت ویژه ای برخوردار است من هم به نوبه خود  سعی میکنم که ارتباطات و مکاتباتم  را با او ادامه داده و از آن بهره ببرم.

ابراهیم عزیز

امیدوارم که هرچه زودتر نگرانی های موجود بویژه وضعیت قضائیت،  برطرف گردد. وجود تو و امثال تو برای پیشبردن و واکسینه کردن جامعه از رادیکالیسم  و تروریسم ضروری و بسیار تعیین کنند ه می باشد و آزادی تو و قرار گرفتنت در یک شرایط متعادل آرزوی من و دوستان نگرانت می باشد.

به امید روزهای بهتر برای تو عزیز گرامی

ارادتمند  مسعود جابانی

 

 

Home