رجوي، اين بار را کور خوانده اي!!ا
 

مسعود خدابنده، ايران اينترلينک
هشتم اوت دوهزار و چهار

 

رجوي و همدستانش در يکي دو هفته اخير بدنبال آن بوده اند که به هر طريقي به معدود افراد باقي مانده در گوشه و  کنار فرقه تلقين کنند که "مشمول بند چهارم کنواسيون ژنو در رابطه با اسيران جنگي بودن يک دست آورد و پيروزی سياسي است!!". رجوي قبلا، در زمان فرارش از ايران پس از شکست کودتای سي خرداد و همچنين شکست و قتل عام نفراتش در جنگ عراق با ايران بعنوان"فروغ جاويدان" يا "مرصاد" نيز به چنين وسايلي متوصل شده بود و در آن زمان، در شرايط آن موقع توانست تا حدودي بر نفرات فرقه تاثير بگذارد. زن رجوي، مريم عضدانلو نيز در همين رابطه در روزهای گذشته با استفاده از انگشت شمار افراد نخ نما شده باقي مانده در جعبه مارگيری فرقه، همچون وين گريفيتث و کوربت که بدنبال منافع  مشخص، سرسپردگي خود را در بيست و پنج سال گذشته به دار ودسته صداميان ثابت کرده اند به اين کر دسته جمعي فرقه وارد شده است

با وجود اين که مسئله کشمکش های ايران و امريکا دراين روزها اخبار اصلي بسياری از رسانه ها است، مزخرفات فرقه رجوي و حتي خود رجوي و زنش، از طرف کليه مطبوعات داخلي و خارجي و همچنين از طرف نيروهای آپوزيسيون داخل و خارج از کشور کان لم يکون (فارسي اش مي شود "که انگار وجود نداشته") در نظر گرفته شده و تابحال حتي هيچ روزنامه محلي (بجز يک مورد که با پرداخت پول تبليغات  در بالای مطلب هم نوشته است"تبليغات"!!)هم حاضر به واکنش مثبت يا منفي در مورد آن نشده است. اين بار بنظر مي رسد که رجوي حتي در مورد نفرات خودش هم قدرت ايدئولوژيک معجزه "تبديل شکست به پيروزي"اش را از دست داده باشد (شايد هم بخاطر مفقود الاثر شدن رهبر در سوراخ موش های پادگان های پنتاگون در عراق در يکسال گذشته باشد).ا

اين بار رجوي که پدرخوانده اش صدام را از دست داده است ديگر قادر به خاموش کردن افراد و فرستادن آن ها به زندان ابوغريب نيست و در نتيجه نه تنها بايد به هر ساز نيروهای جنگ طلب ضد ايراني در حزب ليکود و نو محافظه کاران پنتاگون برقصد، که همزمان خودش و حاميانش با انبوهي از افراد مصمم، با انبوهي مدارک و شواهد مشخص و غير قابل انکار مواجه است که نظرات يکي دو نمونه از اين افراد مقاوم زندان های اشرف و ابوغريب در لينک های زير قابل ملاحظه هستند

اگرچه رجوي و مصرف کنندگانش در غرب سالها است که ديگر چشم اميدی به بازسازی وي بعنوان يک مهره سياسي و يا حتي نوکر قابل اعتماد ندارند، ولي مصرف تبليغاتي و ايزائي وي و بانو هم در حال حاضر بشدت زير سوال رفته است. آنها به سرعت به اين نتيجه مي رسند که علاوه  هزار و يک مورد آلودگي های مختلف رجوي و همدستانش، مسئله ديگری هم هست و آن اين که،  افرادی را که در زندان های کمپ اشرف و در زندان ابوغريب تن به سازش با رجوي و صدام نداده اند را، طبعا در کشورهای اروپايي نخواهند توانست ساکت ويا خنثي نمايند و اين مدارک و شواهد زنده تا دادگاهي شدن و تعيين تکليف نهايي رجوي از پا نخواهند نشست

همانطور که در زمان بيروني شدن سعي های فرقه برای سربه نيست کردن آقايان ابراهيم خدابنده و جميل بصام و استفاده مصرفي از اين دو مرد،  در نامه ای سرگشاده به رجوي اعلام کرديم که از آن نمد برايش کلاهي حاصل نخواهد شد و اکنون بعد از يک سال ديديدم که خوشبختانه  نشد، اکنون نيز بايد خدمت مفقود الاثرشان گفت که رجوي اين بار را هم بدون حضور ولينعمتت صدام و بدون در دست داشتن زندانهای ابوغريب و اشرف، کور خوانده ای

مقاله "رعشه مرگ بر اندام شغال" نوشته آقای عباس صادقي

مقاله "پايکوبي با ساز و دهل" نوشته آقای سيد امير موثقي

مقاله "جشن و پايکوبي يا مراسم عزاداري" نوشته آقای علي قشقاوی