مجاهدين؛ يك عمر فريب

 نشريه دنيا العرب 
آن سينگلتون، اوت دوهزار و چهار

(ترجمه از ايران ديدبان)

ایراد اتهام انجام جنایات جنگی و نسل کشی علیه صدام حسین در دادگاه، مصادف شد با طرح اتهام توسط تیم ضدتروریستی فرانسه علیه اعضای مجاهدین خلق، که مظنون به همکاری با مأموران بعثی میباشند

سقوط صدام حسین (که پدرخوانده مجاهدین محسوب میشد) در سال 2003، ضربه بزرگی به رهبری سازمان مجاهدین، مسعود و مریم رجوی بود. سقوط او اعضای مجاهدین خلق، که به عنوان ارتش خصوصی صدام در اکثر اعمال جنایت آمیزی که توسط رژیم بعث انجام میشد شرکت کرده بودند را در درماندگی شدید قرار داد

گزارش ذیل که یکی از مشکلات عمیق سازمان مجاهدین خلق را فاش میکند توسط خانم آنه سینگلتون، عضو سابق مجاهدین و نگارنده کتاب "ارتش خصوصی صدام" نگاشته شده است. وی در حال حاضر در یک "ان.جی.او" به نام "اینترلینک" در لندن به امور حقوق بشر مشغول است. خانم آنه سینگلتون اخیرا به همراه نمایندگان پارلمان بریتانیا از ایران دیدن کرده است

دروغ پراکنی مجاهدین

مسأله خدابنده- بصام، که تحت الشعاع دستگیری مریم رجوی در پاریس و خودسوزی متعاقب اعضای سازمان و بازداشت حدود 4000 جنگجوی مجاهد و مسعود رجوی در اردوگاه اشرف در عراق قرار گرفت، بخشی افشاء کننده در تاریخ اخیر مجاهدین خلق است و فریبهای ویرانگر و شیوه هایی که به کار میگیرند را آشکار میسازد

ابراهیم خدابنده و جمیل بصام در زمان انقلاب ایران در 1979 به عنوان دانشجو در انگلستان به مجاهدین پیوستند. این دو نفر که تحصیلکرده و از طبقه متوسط بودند در فعالیتهای تبلیغاتی و لابی سیاسی مجاهدین به کار گرفته شدند و وقتی مسعود رجوی قصد داشت با کارت "طرفداری از دموکراسی" بازی کند، آنها را به عنوان اعضای شورای ملی مقاومت معرفی نمود

اولین خبري که درباره دستگیری خدابنده و بصام در سوریه و تحویل آنها به ایران دریافت شد، یک روز پس از ورود آنان به تهران بود. در آن زمان، مجاهدین مبارزه پرجنجالی را درباره این دو نفر آغاز کردند. مجاهدین ادعا کردند که این دو برای ملاقات خانواده هایشان به سوریه رفته بودند. این امر ظاهرا واقعیت نداشت و خیلی زود آشکار شد که مجاهدین در یک برنامه فشرده قاچاق پول و سند از عراق، بعد از شکست صدام حسین به دست نیروهای ائتلاف در سال 2003، از آنان استفاده کرده است

سازمانهای بین المللی مثل عفو بین الملل که با صدور پیامي فوری خطاب به دولت ايران خواستار سلامت این دو نفر شده بود، فقط وقتی از دستگیری آنها مطلع شدند که به ایران منتقل شده بودند. تلاش پرهیاهوی مجاهدین که فقط هنگام انتقال آنان آغاز شد این سؤال را به وجود می آورد که "چرا مجاهدین به مدت 2 ماه که آنان در زندان سوریه بودند سکوت کرد؟" دو دلیل وجود داشت؛ اول اینکه مجاهدین نمیخواستند عملیات مداوم قاچاقشان را به خطر بیاندازند، دوم اینکه تلاش میکردند برای برگرداندن اسناد و پولهاي توقیف شده، با مقامات سوری معامله کنند، كه البته موفق نبودند

وقتی برخلاف انتظارات، خدابنده و بصام به ایران تحویل داده شدند، مجاهدین به سرعت حركت تبلیغاتی را برنامه ريزي كردند

روز بعد آنان میترا باقری را نزد دختر ابراهیم فرستادند تا وی را ملاقات کند و به او خبر دهد. علیرغم اینکه دختر خدابنده، سه هفته قبل، فرزند سوم خود را كه يك دختر است به دنیا آورده بود، باقری دعوت نشده کل روز را در خانه وی ماند و در همین حال مأموران سازمان دائما تماس میگرفتند تا به دختر ابراهیم پیغام دهند. مجاهدین به وی گفتند که پدرش تحت شکنجه است و روز بعد اعدام خواهد شد و لازم است که وی برای شرکت در راهپیمایی مجاهدین به لندن سفر کند. مجاهدین تا حداکثر فشار رواني مخرب پیش رفتند و حتی به وی گفتند "وقتی پدرت شکنجه میشود چطور میتوانی بنشینی و کاری انجام ندهی؟ اگر ما بودیم، میرفتیم مقابل پارلمان خودمان را به آتش میکشیدیم".ا

ماشین تبلیغاتی مجاهدین، الهه عظیم فر را به عنوان همسر خدابنده معرفی کرد. عظیم فر تا 1990 همسر او بود، تا وقتی که رجوی در شاهکار فاجعه آمیز سوء استفاده جنسی، دستور داد همه از همسرانشان طلاق بگیرند، خود را از مسائل جنسی محروم کنند و صددرصد فدای او و همسر سومش مریم، شوند.

همسر سابق جمیل بصام، هاجر، در پاریس بود و در حمله پلیس فرانسه به مقر اروپایی مجاهدین در پاریس در ماه ژوئن همراه با مریم رجوی دستگیر شد. عظیم فر به عنوان "خانواده" ابراهیم قرار داده شد و به جاي سخنگوی اين دو مرد عمل کرد

از ابتدا مجاهدین ادعا کردند که خدابنده و بصام تحت شکنجه شدید قرار دارند و ممکن است خیلی زود اعدام شوند. عظیم فر به مطبوعات گفت: "فکر کردن به اینکه وی تحت شکنجه قرار دارد دشوار است، گاهي اين احساس در من وجود دارد كه ترجیح میدهم مرده باشد تا درد را حس نکند. اما نمیخواهم امیدم را از دست بدهم. در طول 12 ماه گذشته، در هر لحظه از زندگی ام، صحنه های شکنجه در مقابل چشمانم بوده و به عنوان همسر و یک انسان، این برایم دشوار است".ا

این امری معمولی است. مجاهدین به شهدای جدید، به خون جدید نیاز دارد تا بتواند به این شیوه، ناسازگاری مداوم با رژیم ایران را توجیه کند. این امر برای "مصرف داخلی" است، یعنی زنده نگاه داشتن افسانه، که رجوی برای حفظ وفاداری اعضایش، از آن استفاده میکند. در حالی که صحنه سیاسی ایران تغییر میکند و به بلوغ میرسد، مجاهدین نمیتوانند تغییر کنند و در نتیجه نمیتوانند به تغییرات بیرونی نیز پاسخ دهند چرا که سازمان بر ساختارهای ایدئولوژیکی خشک رجوی مبتنی است. سازمان در دوره اواسط دهه 80 گیر افتاده است که در آن "مجاهدین سراسر خوبی و رژیم ایران سراسر شر است".ا

تبلیغات مجاهدین حول این افسانه میگردد

بنابراین بدون کوچکترین مدارک و شواهدی ادعا شد که ابراهیم و جمیل تحت شکنجه قرار دارند و حتی اسامی خیالی شکنجه گران و مکان شکنجه نیز در پایگاههای وب مجاهدین منتشر شدند

جالب است که در سومین روز از استرداد آنها به ایران، خانواده هایشان با آنان در تماس بودند و میتوانستند ملاقاتهایی با آنان داشته باشند که نشان میداد با شکنجه و اعدام خیلی فاصله دارند، تغذیه خوبی دارند و در وضعیت جسمانی مناسبی هستند. هر دو نفر تحت معالجات پزشکی و دندانپزشکی در زندان اوین قرار گرفته بودند، معالجاتی که حتی وقتی درغرب بودند توسط سازمان مجاهدین از آن محروم شده بودند

علیرغم این واقعیات، مجاهدین در بریتانیا به مبارزه تبلیغاتیشان ادامه ميدادند. خانواده ابراهیم و جمیل، هیچ کدام با سازمان همفکری نداشتند و تلاش برای برقراری ارتباط را رد میکردند. در عوض، مجاهدین اطلاعات غلط را به سیاستمداران ارائه میکردند و از آن به عنوان مبنایی برای قرار دادن موضوع نقض حقوق بشر در خصوص اعضای مجاهدین، در رأس مسائل مربوط به روابط ایران و اروپا استفاده میکردند

مجاهدین در هیچ زمانی تمایل واقعی به سرنوشت این دو نفر نشان ندادند. واضح است تا وقتی که هیچکس مخالف داستان سازمان نباشد، آنها به دروغهای خصمانه شان ادامه میدهند. تمام این مسائل وقتی از هم گسست که "بارونس اما نیکلسون" عضو پارلمان اروپا با این دو مرد در داخل و خارج از زندان اوین ملاقات کرد

بارونس نیکلسون به عنوان نایب ريیس کمیته امور خارجی پارلمان اروپا و پشتیبان مؤسسه خیریه "عمار" که به اعراب مارش در جنوب عراق کمک میکند، مکررا به ایران سفر کرده است. با وجود این، مجاهدین آنچنان در دروغها و فریبهای خويش گرفتار آمده اند که گفته های نیکلسون مبنی بر اینکه "آنها در شرایط جسمانی و روانی خوبی هستند ... آنها از رفتار خوبی که با آنها شده متعجب شدند" را مورد تمسخر قرار دادند

مجاهدین سخنان وی را به عنوان تلاشی برای پاک نشان دادن رژیم ایران رد کردند

این ارجاع به رژیم ايران بعدها در تبلیغات مجاهدین به مناسبت دستگیری مریم رجوی در تاریخ 17 ژوئن منعکس شد. یکی از مرده های متحرک مجاهدین که فرمان خودسوزی توسط رجوی را اجرا کرد، مصاحبه ای انجام داد. او که اکنون به واسطه جراحاتی که به منظور خدمت به رجوی بر خودش وارد آورده معلول شده، با این ادعای عجيب كه "خودش را در اروپا سوزانده چون در ایران مردم فوتبال یا کامپیوتر ندارند" سعی کرد عمل خود را برای روزنامه نگاران توجیه نماید.

اما این تصویر افراطی از ایران که توسط تبلیغات مجاهدین ترسیم شده، در واقعیت وجود ندارد. کسانی که در طول پنج سال اخیر یا پیشتر، از ایران دیدن کرده اند این تصویر را نمیبینند. ایران اکنون یکی از پیشروترین کشورها در زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در خاورمیانه و آسیا محسوب میشود. در زمینه علوم کامپیوتر، ایران داعیه دار مهارت جهانی است. در چنین بافتاری، بسیار غم انگیز است که سازمان مجاهدین اعضای خودش را میکشد و ناقص میکند تا افسانه ای که فقط خودش به آن باور دارد را جاودان نگه دارد. دقیقا به همین خاطر است که ابراهیم و جمیل این سخن جالب را بیان میکنند که "زندان اوین از پایگاههای مجاهدین در اروپا و عراق برایشان امن تر است".ا

فراتر از حذف واقعیتها و چشم پوشی از حقایق، در میان فریبهای مخربی که مسعود رجوی بر پیروان مستعدش وارد کرده، این از همه مهمتر است که در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق که از سلاحهای شیمیایی علیه ایران استفاده شد و در طول شورش 1991 کردها و شیعیان، نیروهای مجاهدین برای سرکوبی آنها اعزام شدند و روستائیان قتل عام شدند (ازجمله زنان و کودکان).ا

اعضا و هواداران سازمان به واسطه القائات ایدئولوژیکی عجیب و غریب به آنها از جانب رجوی، آنچنان گیج و مبهوت شده اند که از تشخیص واقعیت و دروغ عاجزند. وقتی یکی از اعضای پارلمان بریتانیا از رفتار خوب با جمیل و ابراهیم در ایران، یک سال پس از زندانی شدنشان خبر داد و افزود که آنها به قانون شکنی در سوریه متهم خواهند شد، مجاهدین هنوز قادر به مواجهه با واقعیت نبودند. یکی از دوستان جمیل در اردن بر اصرار خود پافشاری میکرد که گزارش نماینده پارلمان غیرواقعی بوده است. ظاهرا برای او گفته های مسعود رجوی که اکنون در اردوگاه اشرف مخفی شده و دو دهه است که پایش به ایران نرسیده، از گفته های نماینده منتخب پارلمان اروپا واقعیتر است.

برای سازمان مایه تأسف است که حتی قادر به مواجهه با واقعیت، قبول اشتباهات خود و حرکت به جلو نیست. این انعطاف ناپذیری متعصبانه، مبتنی بر اشتباهات فاحش، که در مسأله خدابنده و بصام نشان داده شده، مجاهدین را تنها و مأیوس کرده است. مجاهدین منزوی، نامربوط و در حال کاهش (از نظر تعداد)، برای بازخرید خودش حتی اگر ممکن باشد، زمان کافی و مواد مورد نياز را ندارد.

در حال حاضر تنها منابعی که به مجاهدین اميد میدهند، نومحافظه کاران امریکایی و لیکودیهای اسرائیلی هستند و همین عامل خارجی- و نه نابودی درونی- است که آخرین میخ تابوت مجاهدین خواهد بود.

از هنگام سقوط صدام حسین روابط مخفی مجاهدین با کانالهای مختلف در ایالات متحده به حداکثر اهمیت رسیده اند. تنها برگی که رجوی برای بازی کردن باقی گذاشته این است که اجازه دهد افرادش به شکلی به عنوان تهدید علیه ایران به کار گرفته شوند. اما گر چه این امر به خودی خود جدید نیست، آنچه خط مشی را برای رجوی تحریف میکند پشتیبان مالی است که استیصالش آن را به خطر می اندازد.

وقتی سخنگوی مجاهدین در امریکا، علیرضا جعفرزاده، با تکرار شرم آور در فاکس نیوز ظاهر میشود و خبر میدهد که ایران در تلاش است سلاحهای هسته ای تولید کند، ایرانیها دلیل کافی برای تنفر از مجاهدین دارند. در این امر، جعفرزاده با حمله به برنامه نیروی هسته ای کشور خودش، حال چه قصد رسیدن به سلاح باشد یا نه، باعث میشود سازمان مجاهدین به طور خودکار با تنها بنیادی که میتواند آینده ای به این سازمان پیشنهاد کند ( یعنی ایرانیان) بیگانه شود. ایرانیها، در داخل و خارج، از این تعجب میکنند که سازمان وجود سلاحهای هسته ای در اسرائیل را محکوم نمیکند. سازمان مجاهدین حتی درباره برنامه های هسته ای هند و پاکستان اظهار نظر نمیکند. در چنین بافتاری، کدام ایرانی حق کشور خودش را محکوم میکند؟

البته، کاملا روشن است که دستور کار واقعی برای بینندگان فاکس نیوز دستور کار اسرائیل است که حقوق امریکا پشتیبان آن است. مجاهدین تحت نفوذ صاحبان این دستور کار هستند. اگر سازمان خودش از این مهجوریت محض خارج نشود، به زودي توسط این عامل خارجی جویده و سرانجام بیرون انداخته خواهد شد