سخنرانی آقای مسعود خدابنده در سمینار پاریس

کانون آوا، بيست و ششم ژوئن دوهزار و پنج

سمینار بررسی نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین ـ پاریس

با تشکر از شما که وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد .

تا اينجا که توضيح دادند و در ادامه بيشتر شرح خواهند داد ، من سعي ميکنم چند نکته که در ذهنم هست با شما در ميان بگذارم .

از شروع قضيه يعني اينکه برميگردد به حقوق بشر در قرن بيست و يکم ، هر چه که نگاه ميکنم به مسله حقوق بشر و. اين گزارش و نقض آن در موارد ديگر يک چيزي بيشتر از هر چيز ديگر جلب نظر ميکند .

نميشود ما از حقوق بشر صحبت کنيم ، اگر طرف ما مرده باشد يعني قتل قضيه را منتفي ميکند اگر کسي دست به قتل زد و آدم کشت داخل زندان ديگر اين که آزادي بيان دارد يا نه و يک همچين مسايلي بي معني ميشوند .

در اين گزارش اين مورد ذکر شده است .

يعني قتل ذکر شده است . برميگردم به خودم نگاه ميکنم و ميبينم که من خودم را جزو مخالفين حکومت موجود در ايران ميدانم و به اسمي که در خارج ميگوييم اپوزوسيون .

من نميتوانم جزو اپوزوسيون باشم ولي ايراني نباشم ، پس بنابراين اگر من ميگويم اپوزوسيون، از قبل اين من بايد ايراني بودنم مفروض باشد ، و الا ميگويند نه ! برو هر جا که هستي و هر مليتي هستي .ايراني بودنم که از پيش ميآيد انسان بودنم بايد مفروض باشد، يعني به گاو و گوسفند در ايران نميشود گفت در اپوزسيون ، باز ميگردد به حقوق بشر يعني اگر اين رعايت نشود ديگه کسي که اين انسانيت رو زير پا گذاشته ، ديگر بقيه ايراني بودن يا نبودن ، توي اپوزوسيون بودن يا نبودن حرف بي ربطي ميشود . اين را ميگويم بخاطر اينکه اهميت موضوع مشخص باشد يعني وقتي ميگوييم که آقا اينها نقص حقوق بشر کرده اند ديگر اينکه آقا اين سياسي است و يا نيست اينها و اين بحث ها ديگر به کناري ميروند و اينکه اين مامور رژيم است و آن مامور سيا و اون مامور فرانسه است و ژاک شيراک از ايران پول گرفته و اين مباحث خلاصه ديگر جواب دادني نيست بخاطر اينکه پايه اي در اين بحث وجود ندارد . ما ميگوييم در اين جا قتل صورت گرفته توسط شما و توي زندانهاي غير قانوني ، پس پايه است وخيلي پايين تر است بخاطر همين هم برد دارد يعني من با دوستانم که صحبت کردم خيلي ها ميگويند که مثلا افرادي که اینجا هستند اين کار را کرده اند و آن ديگري ميگويد نه اين زدو بند با رژيم بود يا هر چيز ديگري ، ما ميگوييم والله اين نيست يعني اينکه ما خودمان ميدانيم ما همگي و خانمها و آقاياني که اينجا نشسته اند همه را هم که روي هم جمع بزنيم يک شرکت کوچک را هم نميتوانيم ورشکست کنيم ، اگر که کارش را طبق قانون انجام ميدهد هيچکاري نميتوانيم بکنيم .اگر آنجا نقض حقوق بشر نبود، نه ما، بلکه دول بزرگ ممالک ديگر هم کاري از دستشان بر نميامدبخصوص تا اين حد، ميگوييد نه ؟کسي را پيدا کنيد که هر چه ميخواهد بگيرد و يک نفر يا يک گروه يا شرکت و سازماني را به اين صورت جهاني محکوم کند يعني امريکا ، شوروي ، چين و اين کشورها عربي و اروپا بيايند و اينها را بگذارند توي ليست تروريستي و همگي بگويند اين گروه تروريست است ،آنهم در چه جهاني و در چه زماني که روي تروريست هنوز جمله و تعريف مشخصي بصورت بين المللي بوجود نيامده . پس سر اينها دعوا داريم و سر اين يکي که تروريست هست و دعوا کنيم .هرگردويي گرد است ولي هر گردي گردو نيست و سر اين دعوا نداريم اين ديگر وضعش مشخص است ، چرا ؟ نه بخاطر سياست ، نه بخاطر زدو بند ، بخاطر نقض حقوق بشر ، بخاطر اينکه اون بنياد رو از بين برده نه بخاطر اينکه فرض کنيد با رژيم ميجنگد ! و فلان مسئله ديگر ، بنابراين برميگردم به اينکه اين کار شدني نيست الا خود همان گروه اين بلا را سر خودش بياورد ، الا اينکه اول نقض حقوق بشر را به اين صورت فجيع بکند . اگر نکند ، شما سياسي که نگاه بکنيد ، خوب به هر جائي که توي دنيا شما برويد درگير بشويد يک کسي هست که با اون درگير ميشويد و ميايد از شما حمايت ميکند ، اينجوري نميشود که مثلا فرض کنيد در دنيايي که رژيم ايران دعوا جدي دارد با کانادا سر مسئله "کاظمي "و دولت کانادا اخيرا آنرا در ليست بگذارد ، يعني اين برميگردد به اينکه من با رژيم ايران هستم يا نه ، با اين گروه خوب هستم يا بد هستم ، برميگردد به اينکه آدم کشتي . تنها کساني که محکوميت جهاني پيدا ميکنند مجرمين به قتل هستند توي هر کشوري که هستند ، والا شما پيدا نمي کنيد گروهي که حتي توي ليست تروريست هستند ميبينيد که يکسري کشورها با آنها موافق ميشوند و يک سري مخالف اون هستند . بخاطر اينکه نفقض حقوق بشر در آن به اين شدت بند است تنها کسي را که ميشود بصورت بين المللي .يعني هم دولتها و هم سازمانهاي غير دولتي ، يعني گزارشي که بيرون آمده از امريکا و از يک سازمان بين المللي غير دولتي است وگزارشي که سازمان عفو بين المللي در مراحل قبلي يعني همين بحث را به اين جا ميرسد ، که از اين دايره انسان خارج شده اي ،و ميشود بصورت بين المللي محکومت کرد . بحث اين نيست که من خيلي زرنگ هستم .

اگر من را در نظر بگيريد من با يک شرکت معمولي توي خيابان هم نميتوانم طرف بشوم ، او ميتواند مرا بخورد چون او کار غير قانوني نکرده است ، آدم نکشته است ، بحث اين است که سازمان آدم کشته است اينها همه بيرون آمده است و همه دنيا به همين جرم محکومت ميکنند .

از شمال تا جنوب از شرق تا غرب به اين خاطر محکومت ميکنند که اقدام به قتل و کشتن انسان کرده اي و به بيرون درز کرده است و حتي نه بخاطر اينکه رفته اي با صدام ، اون بحثي است بين من ايراني و تو که تو چرا رفتي پيش صدام ؟ ، ولي کسي که در استراليا هست شايد مسئله اش اين نباشد که با صدام رفته اي يا نه ؟آنجايي مسئله اش ميشود که ميگذاردت توي ليست و سازمان حقوق بشري که اونجا هستند مي آيند و بر ضد تو ميگويند که آدم کشته اي ، چرا کشته اي ؟از اين دايره انسان خارج شده ای .

با گراز همه دنيا ميتوانند بد باشند خارج از سليقه هايشان ، خارج از اعتقاداتشان همه ميتوانند با گراز بد باشند چون گراز با شاخ زدن خود مزارع را از بين ميبرد بنابراين دوتا ده هم که با هم دعوا داشته باشن بايد وقتي گراز مي آيد با هم رفيق بشوند چون اينجا مسئله گراز هست و مسئله انساني نيست با نقض حقوق بشر ، ديگر با انسانها نميتواند طرف بشود ، انسانها محکومش ميکنند ، هر کسي که ميگويد من انسانم ، حق اوليه من است که زنده باشم بعد که زنده بودم بتوانم حرف بزنم ، نتوانم حرف بزنم ، اين حق را دارم ، آن حق را دارم ، اينها بعد ميآيد ، وقتي تو اين کار را نقض کردي ، خوب هر انساني محکومت ميکند . ديگر اين جيغ و داد هايي که اين بو د و آن بود ، جلوي راه را براي محکوميت نمي بندد ، نميدانم که ميدانند خودشان که ولي دو دو تا چهارتايي است که بايد علي القاعده بدانند .از الان شروع نشده ، 1994 وزارت امور خارجه امريکا 40 صفحه گزارش داد ، گفت آقا اينها اين کارها را انجام دادند ، ريز به ريز توضيح داد رفتند عراق اين کار را کردند ، زماني که تهران بودند آمريکايي ها را کشتند ، وقتي رفتند پاريس ايران ايد راه انداختند سر مردم را کلاه گذاشتند ، پول دزديده اند بچه دزديده اند ، همه اينها را نوشتند 40 صفحه گزارش شد ، خوب پايه شد 1997 مجلس سنا نشستند و نگاه کردند و گفتند با تمام اختلافاتي که داريم ، ببينيد سازمان اين کارها را کرده،ديگه بحث اين نيست که ما با ايران موافقیم يا مخالفيم ، سازمان را گذاشتند توي ليست تروريستی . سال 200 انگليس هم اين کار را ادامه داد ، تحقيق کرد گفتند آقا ببينيد اين گراز است بگذاريد توي ليست ، 11 سپتامبر تمام شد ، پارلمان اروپا ، اتحاديه اروپا تحقيق کردند ، اول از همه اين را گرفتند و گفتند که معلومه ، تحقيق ديگر نميخواهد ، اين اظهر من الشمس است . سال 2005 همين اواخر ، پشت سرش اين گزارش از آسمون نيفتاده ، اين گزارش حداقل از سال 1994 تا حالاست البته مدارکش هست که قبل از 1994 هم بود ، گزارشي هم که امريکا داد نتيجه چند سال تحقيق بود ، روي هوا که ننوشته ، مثل آقاي مهدي ابريشمچي که بنشيند صبح زود بنويسد و شب چاپ بکند ، تحقيق که هنوز هم موجود است . صفحه اولش را هر کسي بخواند ميفهمد که تحقيق شده است ، با مدرک است ، با سند است بهرحال وقتتان را خيلي نميگيرم ، گفتم اين مسئله را با شما در ميان بگذارم که نقض حقوق بشر خيلي بزرگتر از اين حرفها است ، ريشه اي تر است ، پايه اي تر است و گريبان گيرنده تر است ، به قولي

صد بار بدي کردي و ديدي ثمرش را / نيکي چه بدي داشت که يکبار نکردي

خوب تو يکبار کار بشري انجام دادي که نتيجه اش را نديدي، که اين همه کار ضد بشري انجام دادي ، هنوز هم داري انجام ميدهي ، هنوز هم در سوئد داري بچه ميدزدي براي تظاهرات ، اينها که قديمي نشده .

محکوم شدن هم نه بخاطر اين است که براي کارهايي در ان موقع کردي ، تو ي همين ليست تروريستي را که نگاه بکنيد ، ميگويند ما هر سال چک ميکنيم اگر آدم شدي خارجت ميکنيم ، مثل مجرمي که توي زندان ميگويند بايد پنچ سال بکشي ، دو سال بعد نگاه ميکنيم اگر آدم شده بودي ميگوييم برو خانه ات . تو داري ادامه ميدهي ، داري همون بلاها را سر مردم مياري ، نقض حقوق بشر تو که قطع نشده که ولت کنند . يک موقعي ميگويند ما از حق خودمون گذشتيم ولي دوباره تو داري اهمال ميکني ، هنوز که هنوزه اين سازمان که داره جيغ ميزنه ، نيامده يکبار بگويد اين کارهايي که صدام حسين کرد خوب بود يا بد ، يکبار نيامده بگويد اين عملي که در 11 سپتامبر و فاجعه اي که بوجود آمد اين کار خوب بود يا نه ، نگفته هنوز در جايي.

بايد بگويد آقا من توي ليست هستم ، معلومه همين کارها را داري ميکني و تغييري و تعويضي در تو بوجود نيامده است که طبق قانون هم خوب همان است ديگر ، هنوز برنگشتي و بيايي و بگويي آقا مرا راه بدهيد اينجا برگردم توي انسانها ، من ديگر نميخواهم گراز باشم . انجام ندادي که معلومه اين بيشتر ادامه پيدا ميکنه تا زماني که اين فرهنگ فرقه اي و فرهنگ گرازي در آن هست محکوميت ها رو به بالا رفتن خواهد بود و طبيعي است نه اينکه ما کاري کرديم به قول معروف من را نگاه کنيد با يک شرکت کوچيک هم نميتوانم طرف بشوم مگر من چکاره ام خودت اين بلا رو بر سر خودت آوردي و خودت همين الان داري به سر خودت ميآوري ، اين هم از بي جربزگي است از ترسو بودن و از آدم نبودن کسي که دست به قتل ميزند ، از شجاعت نيست که از بدبختي او از بيچارگي او و از ضعف و از ترسش است که يکي را بر دارد و زير کتک بکشد . چرا اگر زورت نميرسه يا اينکه زورت ميرسد ؟ چرا با نفرات صدام دعوا نميکني ؟

من يادم هست همان موقع توي انگليس يک نماينده مجلس را ملاقات کردم چون در آنموقع با انها بودم با اصرار زياد گفتم که آقا ما وابسته نيستيم.

يک نگاهي کرد و گفت ببين همين که تو زنده اي وابسته اي ! تو در عراق مگر نيستي ؟گفتم چرا . گفت همين که زنده اي براي من کافي است من دليل نميخواهم که توي عراق زير سايه صدام همين که تو زنده اي يعني وابسته اي به اونجا ، چرا که تو خارجي هستي و عراقي هم که نيستي اون که نميگذاره تو زنده بموني اگر باهاش نبودي .

دستگاه چپه وارويي، ترسويي، بي جربزه اي که فکر ميکند با دونفر را مثلا در زندان صدام حسين شکنجه کردن و کشتن اين ميتواند کارش را پيش ببرد خوب دنيا اينجوري نيست در قرن بیست و يکم و حتي قرن بيستم هم نميشد،قانون طبيعت است ، آره تو فکر ميکني زير سايه صدام پا کج گذاشتي نتيجه اش را ميبيني اونهم توي يک همچين وضعيتي ، بحث سياسي نيست ، که آدم کشته اي و نقض حقوق بشر کردي و ابتدايي ترين حقوق که يک آدم داره ، گوسفند که نبودند اينها که حتي با گوسفند هم اينکار را نميکنند .گوسفند را هم مي گويند اگر نميخواهي که گوشتش را بخوري حق نداري او را بکشي از دايره انسان بودن بيرون آمده اي .

من فعلا فرصت را به دوستان ميدهم و اگر وقت بود مجددا در خدمت شما خواهم بود.

متشکرم.