تمامي ادعا های مجاهدين از بنيان دروغ است

ايران پرس سرويس، صفا حائری، بيستم اوت دوهزار و پنج

http://www.iran-press-service.com/ips/articles-2005/august-2005/mko-lies-20805.shtml

لندن، بيستم اوت. (ای پي اس)
يکي از اعضای عالي رتبه سابق گروه غيرقانوني مجاهدين خلق مستقر در عراق به ايران پرس سرويس گفت: "تمام اطلاعاتي که مجاهدين به مطبوعات غربي مي دهند دروغ هايي خالص و توليداتي دست ساز است برای کمک به ايالات متحده و اسرائيل برای گذاشتن فشار بيشتر بر ايران".

اين منبع که نخواست نامش فاش گردد در رابطه با کنفرانس های مطبوعاتي سخنگويان سازمان مجاهدين در پايتخت های کشورهای مختلف از جمله پاريس، وين، لندن، برلين و واشنگتن برای "افشای" سايت های مخفي اتمي و يا "افشای" تعداد سانتريفيوژهايي که به آژانس انرژی اتمي اعلام نشده است گفت: "سازمان مجاهدين هيچ اطلاعي از پروژه های نظامي حساس ايران نداشته و ندارد و آنچه تا کنون به مطبوعات گفته است مطالبي است که سازمان سيا به اين گروه تزريق مي کند".

اين تحليلگر گفت: سازمان مجاهدين خلق که به نامهای شورای ملي مقاومت وغيره نيز شناخته مي شود گروهي ايراني و اسلامي - استاليني است که توسط ديکتاتور سابق عراق، صدام حسين، آموزش داده شد و توسط وی پشتيباني مالي و تجهيزاتي مي گرديد. اين گروه اکنون در دست نيروهای باصطلاح "نو محافظه کار" در ايالات متحده امريکا در وزارت دفاع اين کشور بعنوان ابزاری سياسي نظامي برای فشار گذاشتن بر آيت الله های حاکم استفاده مي گردد.

اين منبع که يکي از افسران عالي رتبه اطلاعاتي و حفاظتي سابق اين گروه است افزود: "تاسيسات نظامي خاص ايران بسيار سری نگهداری مي شوند و فقط تعداد بسيار معدودی از جمله تکنسين ها و دانشمندان امکان دسترسي به آنها را دارند. در رابطه با فعاليت های ادعايي مجاهدين بعنوان جاسوس و نفوذی، بايد گفت که هر فردی که احتمال برود که حتي به ميزان کمي هم ممکن است مشکوک به نفوذ و يا ارتباط باشد درجا بازداشت مي شود".

اين گروه اکنون تحت حفاظت ايالات متحده در کمپهايش در عراق مستقر است ولي از طرف ديگر در ليست گروه های تروريستي اروپا و امريکا هم مي باشد. شاخه سياسي آن  شورای ملي مقاومت در پايتخت های مهم جهان آزادانه فعاليت مي کند و از زماني که موجوديت رآکتور آب سنگين اراک و تاسيسات غني سازی نطنز را که هر دو در منطقه مرکزی ايران هستند بر ملا نمود تبديل به عزيز دردانه مطبوعات غربي گرديد.

البته عکس های ماهواره ای  اين اماکن که ظرف کمتر از يک روز از طرف يک کمپاني تخصصي امريکايي روی شبکه اينترنت قرار گفت تاييد کننده آن بود که اطلاعات مربوطه از طرف منابعي در وزارت دفاع ايالات متحده به اين گروه داده شده است تا شايد بتوانند نام اين گروه را از ليست گروه های تروريستي خارج ساخته و وانمود کنند که اين گروه منابعي قابل اعتماد در داخل ايران دارد.

مطلب فوق همچنين از طرف سازمان سيا نيز تاييد گرديد.  اين مطلب را سازمان سيا زماني مجبور به بيان شد که پرزيدنت بوش شخصا از سازمان مجاهدين به خاطر اطلاعاتي که اين سازمان در مورد فعاليت های "مخفي" تهران در جهت فعاليت های هسته ای "با هدف نظامي"  به جامعه بين المللي داده است تقدير نمود.

منبع سازمان سيا که از رد شدن اطلاعات سری کشور به يک گروه تروريستي برآشفته بود گفت: "ما تمامي اين اطلاعات را مدت ها قبل در دست داشتيم و همه آنها را هم قبلا به مقامات دولت گزارش کرده بوديم".

در واقع بايد گفت که اگرچه ايران براساس تعريف تعهدات امضا شده خود اطلاع اين ساختمان ها به آژانس انرژی اتمي در وين را ضروری نديده بود ولي همه اين تاسيسات بصورت کاملا قابل رويت و غير مخفي بوده اند. تمام اين تاسيسات روی زمين ساخته شده اند و چيزی زير زمين نيست.

آقای مسعود خدابنده، افسرارشد سابق اين گروه خاطر نشان مي سازد که: "بجز اطلاعات مربوط به نطنز و اراک که مدارک آن توسط امريکايي ها به اين گروه داده شده بود، تمامي مدارک ديگری که از طرف مجاهدين به مطبوعات داده شده است اطلاعاتي سوخته هستند که غالبا از لابلای مطبوعات داخل خود ايران جمع آوری شده اند. بطور مثال نام کمپاني ها و شرکت هايي که برای وزارت دفاع کار مي کنند و کاملا برای آژانس هم شناخته شده هستند".

در واقع مذاکره کنندگان ايران بر سر مسئله انرژی اتمي، از جمله حجت الاسلام حسن روحاني، بالا ترين مقام قبلي در ارتباط با هماهنگي ها و مذاکرات توضيح داده است که تحت توافق نامه هايي که در آن زمان ايران به آنها متعهد شده بود، برای ايران الزامي گذاشته نشده بود تا فعاليت های خود را تا قبل از شروع تبديل مواد اتمي از طريق تزريق آن به سانترفيوژها، به آژانس گزارشي بدهد.

البته دليل ديگری که ايران ساختن برخي از تاسيسات را مخفيانه آغاز نمود ترس از روبرو شدن با تحريمات از طريق آژانس و جامعه بين المللي بود که اين مسئله باعث شد تا امريکا، اسرائيل و برخي از کشورهای اروپايي مدعي گردند که ايران قصد داشته تا برخي از تکنولوژي ای را که برای مصارف صلح آميز اختصاص داده شده است را به مصارف نظامي منحرف سازد.

يکي از مذاکره کنندگان ارشد ايران به ايران پرس سرويس گفت: "هر بار که آژانس جلسه اي  در مورد مذاکرات بين ايران و اروپا داشته باشد، يک سری "ديپلمات اروپايي" نام معلوم و غير قابل شناسايي شروع به "افشای!" فعاليت های مخفي ايراني ها کرده و همزمان سخنگويان سازمان مجاهدين هم کنفرانس های مطبوعاتي برای تکرار همين مطالب برگزار مي کنند".

مجاهدين خلق برای سرنگوني شاه ايران با آيت الله خميني همکاری کامل کردند. آنها بعنوان بخشي از مبارزه خود شش شهروند امريکايي را ترور کردند، از گروگان گيری در سفارت امريکا حمايت نمودند و با آزاد سازی گروگانهای امريکايي مخالفت ورزيدند.

اين گروه پس از آن که در ژوئن هزار و نهصد و هشتاد و شش از فرانسه اخراج شد با کمک صدام حسين "ارتش آزاديبخش ملي" را بوجود آورد و بزرگترين عمليات آن در ژوئن و ژوئيه هزار و نهصد و هشتاد و هشت بود که با همکاری ارتش عراق به ايران حمله کردند. همزمان با اين حمله ، ديگر نيروهای عراقي در جبهه های ديگر جنگ با ايران از سلاح های شيميايي برعليه ايراني ها استفاده نمودند.

بنا بر گزارش وزارت خارجه امريکا در سال هزار و نهصد و نود و چهار:
"در هفدهم ژوئن هزار و نهصد و نود و دو مسعود رجوی رهبر خاص الخاص وايدئولوژيک سازمان مجاهدين و هيئتي از مجاهدين به ملاقات صداح حسين رفتند. رجوی در اطلاعيه خود گفت: "جنبش های ملي ايراني و پشتيبانان آن ها همدستي رژيم ايران با امپرياليسم امريکا، صهيونيسم جهاني، و مرتجعين منطقه ای برای حمله به عراق، شرکت در تحريم و دخالت در امور داخلي اين کشور مقاوم و با ثبات را به شدت محکوم کرده و آن را در راستای توطئه های استعماری مي داند".

سازمان ديدبان حقوق بشر مستقر در نيويورک گزارش مي دهد که:
"اين گروه نه تنها درجنگ عراق با ايران در طرف عراق قرار گرفت و هزاران ايراني بي گناه را کشت و نه تنها با سرويس های مخفي عراق در کشتار اکراد عراقي و شيعيان همدست شد و در حمله عراق به کشور همسايه اش کويت شرکت نمود، بلکه و همچنين بسياری از اعضای خودش را هم به قتل رسانده است".

گزارش مي افزايد:
"موارد نقض حقوق بشر توسط سران مجاهدين برعليه اعضای جدا شده، زندان های انفرادی و ممنوع التماس بودن های طولاني، کتک زدن، فشارهای روحي و کلامي، اقرار گرفتن های اجباری، تهديد به اعدام، و شکنجه هايي مانند دو موردی که به مرگ منتهي شده است را شامل مي گردد".

با کمال تعجب بايد گفت که سازمان مجاهدين هنوز هم تعدادی حامي در کنگره امريکا دارد که نتيجه فعاليت و لابي دراز مدت گذشته است. نتيجه اين لابي دراز مدت در مطالبي منعکس مي گردد که به کرات مدعي مي شود تعداد بالايي از نمايندگان کنگره بيانيه ای را در تاييد سازمان مجاهدين خلق امضا کرده اند.

در سال هزار و نهصد و نود شورای ملي مقاومت که از تعدادی گروهچه که غالبا چيزی بجز يک کاغذ سربرگ دار نيستند تشکيل شده است، مريم رجوی زن سوم مسعود را بعنوان رئيس جمهور ايران "انتخاب!" کرده و موج جديدی از عمليات تروريستي در داخل کشور را آغاز نمودند.

آقای خدابنده که سالها است سازمان مجاهدين خلق ترک کرده و اکنون در افشای چهره واقعي و ماهيت اين سازمان از طريق سايت اينترنتي ايران اينترلينک فعال است مي گويد: "اگر کسي در ايران به اطلاعات موثقي در مورد فعاليت های هسته ای يا نظامي رژيم دسترسي پيدا کند و به هر دليلي بخواهد آن را در اختيار دنيای خارج قرار دهد، اين فرد مطمئنا اطلاعات خود را در اختيار يکي از بي اعتبار ترين گروه ها مثل مجاهدين قرار نخواهد داد بلکه آن را به آژانس های اطلاعاتي غرب ارائه و يا خواهد فروخت".