گزارشي از فعاليت های ايران اينترلينک در رابطه با وضعيت آقايان ابراهيم خدابنده و جميل بصام و ديگر زندانيان فرقه رجوي در زندان اوين

(چهاردهم اوت دوهزار و پنج بروز شد)

ايران اينترليک در ادامه فعاليت های خود در رابطه با وضعيت اين دو قرباني فرقه رجوي ، همچنان و تا جايي که وضعيت حقوقي اين دو نفر تحت تاثير قرار نگيرد، گزارشات و اطلاعات بعدي را به اين صفحه اضافه خواهد نمود

 

آقايان ابراهيم خدابنده و جميل بصام در تاريخ هجدهم آوريل دوهزار و سه ميلادي در مرز سوريه و عراق در حال قاچاق برای مجاهدين که شامل دريافت مدارک و پول هنگفت از عراق بود، دستگير شدند. مجاهدين مسئله را به مدت دو ماه از تمامي مراکز بين المللي و همچنين خانواده دو نفر مخفي نگه داشتند تا از يک طرف بتوانند به کارهای غيرقانوني خود ادامه دهند و از طرف ديگر بتوانند با استفاده ابزاری از دستگيری اين دو نفر بار ديگر کلاهي برای سر بخت برگشته رجوي بسازند. آقايان خدابنده و بصام بدون اطلاع خانواده، صليب سرخ، عفو بين الملل و يا وکيل و غيره دو ماه را در زندان های سوريه بسر بردند و با توطئه سکوت مجاهدين، در تاريخ پانزدهم ژوئيه دوهزار و سه به ايران تحويل داده شدند. رهبران خون آشام فرقه، پس از اطمينان از تمام شدن قضيه و حتميت انتقال اين دو قرباني به ايران سه اطلاعيه زير را همزمان بيرون دادند. خانواده های آقايان، عفو بين الملل و صليب سرخ و دفتر پناهندگي سازمان ملل متحد، در اين روز از قضيه مطلع و با آن روبرو گرديدند. نمايندگان و وکلای خانواده ها از آن پس بارها تاکيد کرده اند که اگر چند روز زودتر از قضيه مطلع مي گرديدند، اين استرداد هيچ گاه انجام نمي گرفت

اين اطلاعيه های سران خون آشام فرقه رجوی در زير قابل مطالعه هستند. در اين اطلاعيه ها حتي فرقه اسم و محل شکنجه گاه های اين دو نفر را هم باصطلاح خودش اعلام مي کند و پيشبيني مي کند که در آينده ای بسيار نزديک آنها را اعدام خواهند نمود. فرقه آنقدر به سربه نيست شدن اين دو اميدوار بود و رجوي آنقدر عطش خون داشت و از طرف ديگر آنقدر به موفقيت نقشه های شومشان مطمئن بودند که بعد از دو ماه لال بودن، حتي حاضر به تلف کردن وقت برای يکي دو روز هم نشدند!!ا
 
اطلاعيه شماره يک شورای مجاهدين شانزدهم ژوئيه

اطلاعيه شماره  دو شورای مجاهدين همان روز

اطلاعيه شماره  سه شورای مجاهدين همان روز


ايران اينترلينک در همان زمان دسيسه های رجوي و مزدورانش را در نامه ای سرگشاده افشا نمود و همزمان با اين کار به برقراری ارتباط با وکلای سوري، ايراني و بين المللي و همچنين سازمان های حقوق بشری اقدام نمود و طي همان روزهای اوليه، توانست تا توافق عفو بين الملل برای انتشار اطلاعيه مبني بر درخواست از اعضای سازمان عفو بين الملل برای کمپين و ارسال نامه به سران حکومت ايران را جلب کند. اين آغاز خوبي برای مسئوليتي بود که ايران اينترلينک و خانواده های دستگيرشدگان بعهده گرفته بودند
لينک زير "
نامه سرگشاده ايران اينترلينک به رجوي ، بيست و دوم ژوئن دوهزار و سه" مي باشد
http://www.iran-interlink.org/files/Farsi%20pages/Mr.%20Rajavi.htm

همزمان با اين مسئله ارتباطات ايران اينترلينک با وزارت خارجه انگلستان و همچنين وکلای مجلس بريتانيا و پارلمان اروپا فعال گرديد. در طي مدت کمي ارتباط دو نفر با خانواده های آنها در تهران و در بريتانيا برقرار گرديد و از سلامت جسمي و روحي اين دو نفر اطمينان خاطر حاصل شد. اين در حالي بود که فرقه هنوز دم از شکنجه و اعدام آنها ميزد. ولي جدای از سعي جدی فرقه در سواستفاده و پيگيری جدي آنها که به نوعي به اتهامات اين دو نفر بيافزايند، متوجه شديم که آنها به عمد درصدد آن هستند که به نوعي مارک تروريستي خود را به اين دو نفر منتقل کنند تا شايد بدين ترتيب بتوانند بر محکوميت آنها افزوده و از آن استفاده تبليغاتي نمايند. آنها حتي اميدوار بودند که اين کار بتواند به اعدام دو نفر و برآورده شدن خواسته های رجوي بيانجامد. اين مطلب را چه مقامات پارلمان اروپا که در دفتر آقای کريس پاترن در بروکسل با ما ملاقات کردند و چه وزارت خارجه انگلستان هر دو تاييد نمودند. اطلاعيه های عمدي و جهت دار و پي در پي سران فرقه و تاکيد آنها بر سابقه و عضويت و رده بالای اين دو در فرقه تروريستي رجوي کار را بشدت مشکل مي نمود
لينک زير به نامه ای از وزارت خارجه بريتانيا، و نمونه ای از اشاره  بر همين مشکلات مي باشد. وزارت خارجه مشخصا اعلام مي کند که اعلام رسمي عضويت اين دو فرد در گروهي تروريستي يکي از مشاکل جدي در کمک رساني به آنها از طرف دولت بريتانيا است
http://www.iran-interlink.org/files/Farsi%20pages/baronesssymons180903.htm

ولي خوشبختانه و از آنجايي که بارونس اما نيکلسون، معاون کميته امورخارجي پارلمان اروپا و بنيانگزار خيريه عمار در جنوب عراق و ايران، درخواست کمک ايران اينترلينک را قبول کرده و خود به شخصه وارد صحنه شده بود، توانستيم تا از نفوذ ذيقيمت ايشان در اروپا و خاورميانه استفاده نموده و اين دو نفر را از اين تله جديد فرقه رجوي نيز سالم بيرون بياوريم. خانم نيکلسون بدون اتلاف وقت، در سفری به جنوب عراق از ايران عبور کرد و به ملاقات اين دو رفت و در بيرون و داخل زندان با آنها صحبت کرده و از نظرات ايشان آگاه شد و بعد از آن نيز در فرصت های بعدي ملاقات های ديگری با آنها صورت داد. خانم نيکلسون در ظرفيت پارلماني خود در همان ملاقات او گزارشي دوازده صفحه اي تهيه و به پارلمان اروپا و وزارت خارجه بريتانيا تسليم نمود که متن سخنان هردو نفر که در آن مدعي شده بودند فرقه آنها را گمراه کرده و شخصا از محتوي موارد قاچاق شده بي اطلاع بوده اند نيز به چشم مي خورد
فرقه در اين مدت بسيار کوشيد تا با جنجال و غيره به گونه ای جلوی اين اقدامات بشردوستانه را بگيرد و تنها راه حل ممکن را در هرچه بيشتر آلوده نشان دادن اين دو نفر يافت.  از طرف ديگر،آنها با مخارج هنگفت و انرژی بالا سعي در خام کردن خانواده ها نمودند که خوشبختانه اين تير هم به سنگ خورد و هيچ يک از افراد خانواده های دو نفر چه در ايران و چه در خارج از کشور حاضر به همکاری با اين فرقه لو رفته تروريستي نگرديدند. آخرين راهي که فرقه برگزيد به ميدان آوردن الهه عظيم فر( از نفرات ارشد ارتش سابق رجوي در عراق)  بعنوان همسر ابراهيم خدابنده بود که از زمان طلاق های دسته جمعي درون فرقه ای، بيش از يک دهه بود که از وي جدا شده بود. ولي حتي همسر سابق جميل بصام هم ديگر قابل استفاده نبود، چرا که در جريان دستگيری های پاريس به همراه مريم عضدانلو دستگير و تحت تعقيب قانوني است
با توجه به افشاگري های ايران اينترلينک و با توجه به اين که دختر آقای خدابنده و مادر ايشان جلوی شانتاژ های مجاهدين مقاومت کرده و همچون بقيه مردم ايران و ايرانيان خارج از کشور دست رد بر سينه رجوي و مزدورانش زده بودند، فرقه علاوه بر جعل همسر، و برای سرخ نگه داشتن صورت خود در مقابل اعضايش، اين باربا استيصال تمام دست به جعل فرزند برای آقای خدابنده زد و با حرکتي چندش آور،  بچه يتيمي را بجاي فرزند خدابنده به تظاهرات ساختگي شان آورد تا شايد آب رفته از جوي را باز گرداند. اين مسئله نيز با نامه اي که ايران اينترلينک به وزارت کشور بريتانيا نوشت، لو رفته و فرقه را مجبور کرد تا با عقب نشيني سريع و غلط کردم گفتن عملي،  سريعا گزارشات و عکس های مربوطه را از سايت های داخلي خود جمع نمايد
لينک زير نامه ايران اينترلينک به وزارت کشور در تاريخ هفدهم آوريل دوهزار و چهار و عکسي از صحنه های سواستفاده از بچه ای بي سرپرست برای منافع فرقه رجوي است
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%203/letterhomeoffice170404.htm

فرقه که بخصوص از فعاليت های بشردوستانه  بارونس نيکلسون و نقش برآب شدن نقشه های شوم بر عليه اين دو نفر بشدت زخم خورده بود، در سری اطلاعيه هايي شروع به فحاشي و تهمت و افترا به بارونس نيکلسون نمود که طبعا و با در نظر گرفتن قد و قواره رجوي در قياس با قد و قواره بارونس نيکلسون، بعنوان يک جوک بامزه، مدت ها باعث تمسخر و تفريح در مجامع سياسي اي شد که از اين گفته های ابلهانه مطلع شده بودند
بايد خاطرنشان نمود که با توجه به ذات کاری که در دست بود و با توجه به اهدافي که اساسا مغاير با کار تبليغاتي مي باشد،  بسياری از فعاليت های ايران اينترلينک و از جمله فعاليت های بارونس نيکلسون در ارتباط با اين دو نفر بصورت عمومي و در بيرون انتشار نيافته و در صورتي که ضرورتي نداشته باشد، بعد ها نيز انتشار نخواهند يافت و اين مختصر انعکاس ملاقات بارونس با دو نفر نيز بخاطر آن بود که نشريه محلي بارنت تايمز لندن که بصورت مجاني در محله توزيع مي گردد، بواسطه مقالاتي که بصورت تبليغي برای فرقه رجوي مي نوشته است (تنها محلي که حاضر به انعکاس مزخرفات فرقه شده است)، با خبر مي گردد که بارونس نيکلسون در جريان کار اين دو نفر است و در نتيجه با وی تماس مي گيرد و بارونس نيز بخاطر احترام به کسي که تماس گرفته است در فرصت کوتاهي که داشته است مختصر توضيحاتي به خبرنگار اين نشريه در مورد وضعيت کنوني دونفر مي دهد. واگر بخاطر پيگيری های خود فرقه نبود، نه بارونس نيکلسون و نه ايران اينترلينک نيازی به تبليغ (بخصوص در نشريه مجاني محله ای در شمال لندن) در مورد کارهای حقوق بشری نمي ديدند
در جريان اين اقدامات، ارتباطات مستمر افراد با خانواده هايشان از يک طرف و پيشرفت تحقيقات و مشخص شدن مواضع خود اين دو نفر از طرف ديگر به همراه کانال های مختلفي که بين ايران اينترلينک و آقايان جميل بصام و ابراهيم خدابنده ايجاد شده بود، ايران اينترلينک را برآن داشت  تا با کمک گرفتن از بارونس نيکلسون و دفتر آقای گريس پاترن و... و با استفاده از کانال های قانوني موجود و استفاده از وکلای ايراني و بين المللي، مقدمات ديدار يک هيئت از زندان اوين و زندانيان مجاهدين در آنجا و بخصوص خدابنده و بصام را تدارک ببيند. در اين رابطه همچنين از آقای وين گريفيتث که يکي از انگشت شمار طرفداران سابقه دار فرقه در خارج از کشور است نيز دعوت بعمل آمد تا ما را بعنوان يکي از طرفداران مجاهدين همراهي نمايند تا هيئت همه نوع نماينده ای را شامل گردد. حتي نماينده ای از طرف رجوي ها
طي مدت دو ماه، مجاهدين بشدت ايشان را تحت فشار گذاشتند تا شايد بتوانند جلوی اين سفر و ملاقات را بگيرند. بالاخره و بعد از ملاقات های مختلف با آقای گريفيتث، ايشان در جلسه اي که دختر آقای خدابنده برای ملاقات سفير ايران، به لندن رفته بود شرکت نمود. اين جلسه برای تدارک سفر خانم هما خدابنده و خانواده اش برای ديدار از پدرش تشکيل شده بود. در اين جلسه آقای گريفيتث به اصرار ايران اينترلينک و دختر آقای خدابنده و بدون اميد به گرفتن جواب مثبت،  از سفارت ايران تقاضای ويزا نمود که طبق گفته خودش با ناباوری تمام شاهد موافقت درجا و بدون قيد و شرط سفير ايران گرديده و بنابراين همگي برای گرفتن ويزا به بخش کنسولي سفارت مراجعه نمودند. ايشان همچنين در آن جلسه درخواست ملاقات خصوصي با ابراهيم و جميل را کرده بود که اين نيز بدون قيد و شرط قبول شده بود. آقای گريفيتث بعد از ملاقات گفت که سفارت به وي گفته است که در پرونده اين دو آمده است که از آنجايي که اين دو هيچ گاه ممنوع الملاقات نبوده اند، از همان آغاز با خانواده هايشان ارتباط داشته اند و هرکس ديگری هم که مايل به ملاقات با آنها باشد مي تواند مراجعه کرده و زمان ملاقات بگيرد. صحت اين مسئله بعدها نيز از طرف آقای گريفيتث و ديگر اعضاي هيئت اعزامي در تهران تاييد شد. هيئت شامل نماينده ايران اينترلينک، سر تدي تيلو از نمايندگان بانفوذ پارلمان بريتانيا، آقای وين گريفتث، يک هيئت خبرنگاری بسيار معتبر بريتانيايي بعنوان شاهد و چند وکيل ايراني در ژوئن دوهزار و چهار عازم تهران و زندان اوين گرديد. خانم نيکلسون که از يک سال پيش با اين دو ملاقات هايي داشته و مسئله کارهای حقوق بشري آنها را دنبال کرده بود، بعلت مشغوليت های ديگری که داشتند، اين بار ازعدم امکان همراهي شان با هيئت در زمان مورد نظر ما،عذرخواهي نمودند. آقای گريفيتث و ديگران علاوه بر ملاقات دو نفر، تمامي زندانيان ديگری را هم که به جرم عمليات تروريستي در اين زندان بودند را ملاقات کرده و همچنين برای صحبت با خانواده افراد اسير در فرقه در کمپ های فرقه در عراق به ديدار اين خانواده ها در تظاهراتشان در مقابل سفارت فرانسه در تهران رفتند. خانواده ها بطور مشخص از نمايندگان مجلس بريتانيا خواستند تا از موقعيت خود برای محاکمه بين المللي رجوي و بازگشت افراد اسير به خانواده هايشان استفاده کنند   
لينک زير،گزارش مقدماتي نماينده ايران اينترلينک بعنوان تدارک دهنده برنامه هيئت اعزامي و  ملاقات آنها با ابراهيم و جميل در تاريخ ژوئن دوهزار و چهار در زندان اوين است
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%203/ebrahim230604.htm

لينک زيرگزارش نهايي همين ديداردر ژوئن دوهزا و چهار مي باشد
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%204/Iranvisitjune04.htm

دختر آقای خدابنده نيز همزمان به ايران سفر کرده و مدت دوهفته را با پدرشان در خانه ايشان در تهران بسر بردند. مشاهدات خانم هما خدابنده که بعنوان يک زن انگليسي تاکنون کشور ايران را نديده و در جريان اين بزهکاری های فرقه، شديدا تحت فشار مجاهدين و مزدوران رجوي قرار گرفته بود بسيار جالب توجه است. نامه دختر آقای خدابنده به ايران اينترلينک زوايايي از وحشي گری های مزدوران صدام را برای ما باز مي کند که حتي خود ما هم تا بحال به اين حد به عمق اين چاه باطل فکر نکرده بوديم 
لينک زير نامه خانم هما خدابنده به ايران اينترلينک در تاريخ ژوئيه دوهزار و چهار مي باشد
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%204/homa28004.htm

خانم آن سينگلتون، که به نمايندگي از ايران اينترلينک هيئت را همراهي مي نمود، در مطلبي در مجله  دنيا العرب به توضيح ريز تر و تحليلي اين قضيه، تاريخچه و وضعيت کنوني آن مي پردازند
لينک زير، مقاله خانم سينگلتون تحت عنوان "مجاهدين، يک عمر فريب" در مجله دنيا العرب، اوت دوهزار و چهار است
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%204/dunya040804.htm
 
آقای گريفيتث در زمان حضور در تهران و در ملاقات با برخي از مسئولين قضايي ايران مطلبي را هم بصورت شخصي (خارج از ماموريت هيئت) عنوان کرده و بر آن اصرار ورزيدند. ايشان خواستار عفو عمومي تمامي افراد سازمان مجاهدين و از جمله سران آن بودند. ايشان با مقايسه وضعيت ايران با وضعيت آفريقای جنوبي!! خواستار وفاق بين جمهوری اسلامي ايران و سازمان مجاهدين خلق شدند!!. نماينده ايران اينترلينک و سر تدي تيلور و ديگر وکلا خود را وارد اين بحث نکردند ولي مقاماتي که مخاطب آقای گريفيتث بودند، مسئله را بصورت ضمني به خود ايشان بازگرداندند تا در بازگشت به اروپا، پيامي را که از طرف رجوي ( ويا با ابتکار عمل خودشان) آورده بودند را بصورت پخته تري ارائه دهند. ايران اينترلينک که مرکزي برای برخورد انديشه در مورد اين مسئله و بخصوص مرکزي برای همکاری و همياری بين اعضاي  جدا شده از فرقه مي باشد، بدون ابراز نظر در مورد چنين توافقي بين رژيم ايران و مجاهدين رجوي با وساطت آقای گريفيتث، نامه سرگشاده ای به ايشان ارسال کرده اند که بيانگر مقدماتي است که بايد برای يک وفاق اوليه با اعضاي جدا شده، زندانيان موجود در اشرف و همچنين نيروهای آپوزيسيون خارج مورد توجه قرار گيرد

لينک زير نامه سرگشاده ايران اينترلينک به آقای وين گريفيتث بتاريخ نهم اوت دوهزار و چهار مي باشد
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%204/debate090804.htm

آقای گريفيتث در نامه ای به ايران اينترلينک که سايت ايران ديدبان را خطاب قرار داده بود با تاکيد بر جمله "به من گفته اند" نکاتي را ابراز نمود که در لينک زير قابل ملاحظه است

لينک به نامه آقای گريفيتث

لينک به جوابيه ايران اينترلينک به آقای گريفيتث

جوابيه سايت ايران ديدبان (شماره يک)

جوابيه سايت ايران ديدبان (شماره دو)

نامه ای از خانم مريم خوشنويس به آقای گريفيتث

ما همچنين قطعاتي از صحبت های آقای خدابنده در ژوئن امسال (2004) را روی سايت گذاشتيم و کپي آن را به آقای گريفيتث ارسال نموديم. سايت های مجاهدين دو روز پس از اين واقعه کليه تبليغات و دروغ های زشت گذشته خود را با برداشتن تمامي موارد مربوطه در سايت هايشان پس گرفتند. سايت نگاه نو با عکسي از جای خالي تبليغات زشت فرقه در سايت رسمي شان، همبستگي، يادآور شد که اين نه اولين بار و نه آخرين بار است که فرقه پس از قطع اميد از خون با دريدگي تمام وقاحت خود را به نمايش مي گذارد

لينک به فايل تصويری "گپي با ابراهيم خدابنده" (بيست و دو مگا بايت)

ايران اينترليک در ادامه فعاليت های خود در رابطه با وضعيت اين دو قرباني فرقه رجوي ، همچنان و تا جايي که وضعيت حقوقي اين دو نفر تحت تاثير قرار نگيرد، گزارشات و اطلاعات بعدي را  به اين صفحه اضافه خواهد نمود